نوشيدند تا شام شد ؛ و به همان حال به نماز ايستادند ؛ امام در سورهء
« قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ »
به عوض
« لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ »
در همان حالت بيهوشى
« أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ »
تلاوت كرد و معنى تماما غلط و مخالف اصل شد ؛ اين آيت فرود آمد . همچنين ، اگر كسى بنابر غلبهء خواب يا بيمارى ، چنان بيهوش شود كه در اثناى نماز گفتههاى خود را نفهمد ، نماز او درست نمىباشد ؛ چون به هوش آيد ، حتما قضا كند .
وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ
و اگر باشيد بيمار يا مسافر ، يا بيايد يكى از شما از قضاى حاجت ، يا مباشرت كنيد با زنان ؛ ( پس ) نيابيد آب را ؛ اراده كنيد زمين پاك را ؛ ( پس ) مسح كنيد به روهايتان و دستهايتان ؛
تفسير : يعنى ، در حال جنابت نماز نخوانيد تا غسل نكنيد ؛ اين حكم وقتى است كه كسى را عذرى نباشد ؛ امّا ، اگر كسى از استعمال آب معذور ، و استحصال طهارت نيز به وى ضرور باشد ، تيمّم به خاك پاك كافى است . معذوريت از استعمال آب به سه صورت توضيح شده : ( 1 ) مريضى كه آب به آن زيان رساند ؛ ( 2 ) در حال سفر ، كه آنقدر آب داشته باشد كه اگر وضو نمايد ، انديشهء هلاكت از تشنگى باشد ، و تا مسافهاى دراز « 1 » آب ميسّر نشود ؛ ( 3 ) در حالى كه آب قطعا موجود نباشد ، با فقدان آب ، دو نوع طهارت بيان شده است : كسى كه بعد از قضاى حاجت به وضو ضرورت دارد « 2 » ؛ و كسى كه بعد از مباشرت با زوجهاش به غسل ضرورت دارد .
هامش
( 1 ) . مسافتى طولانى
( 2 ) . نياز دارد ؛