تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً
( 20 ) و اگر خواهيد بدل كردن زنى را بجاى زنى ، و داده باشيد يكى از ايشان را مال بسيار ؛ پس مگيريد از آن مال چيزى ؛ آيا مىگيريد آن را به ناحق و گناهى آشكارا . تفسير : در دورهء جاهليت رسم بود كسىكه مىخواست زن اوّل خود را طلاق دهد و زن نو كند ؛ بر اوّلى تهمت مىبست ، تا وى مجبور شده مهر را باز دهد كه در نكاح جديد به كار آيد ؛ اين آيت در منع آن فرود آمد كه هرگاه بخواهيد زن اوّل را ترك نموده ، ديگر ازدواج كنيد ؛ مالى كه به زن اوّليّه داده‌ايد ، اگرچه بسيار باشد ، از وى باز مخواهيد ! آيا شما مىخواهيد به تهمت و ستمى آشكارا مالى را كه به زن اوّل داده‌ايد بازستانيد ؟ ! اين كار هرگز جايز نيست .
وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً
( 21 ) و چگونه مىگيريد آن را ، حال آنكه رسيده است بعض شما به بعضى ، و گرفته‌اند از شما عهد استوار . تفسير : هرگاه مرد و زن پس از نكاح يكديگر را ديدند . و صحبت نمودند ؛ در عوض آن اداى تمام مهر بر مرد واجب مىشود . در اين‌حال ، مرد چگونه مىتواند مهر را بازستاند ، و اگر
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 476 | محمود حسن ديوبندى