تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
نموده‌اند كه بيخردانى كه چنين علامات روشن و صريح قدرت بىمثال تو را ديده ، تو را نشناسند ، شأن عظيم تو را ناقص پندارند ؛ يا كارگاه تكوين را چيزى عبث و بازيچه دانند ! بارگاه اقدس تو از تمام خرافات و هزليّات آنها منزّه است . از اين آيت كريمه ، برمىآيد كه تفكّر و غور در آسمان و زمين ، و ديگر مصنوعات الهى ( ج ) وقتى پسنديده است كه منجرّ به ياد خدا و توجّه به آخرت باشد ؛ باقى « 1 » ، آن مادّه‌پرستانى كه در حلقهء تارهاى اين مصنوعات گرفتار مانده ، به شناسائى حقيقى صانع رسيده نمىتوانند « 2 » ؛ اگرچه مردم دنيا آنها را محقّق و سايينس‌دان گويند ، در زبان قرآن اولوالألباب نمىباشند ، و بسيار بىدانش و دور از خردند .
رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ
اى پروردگار ما ، هر آئينه تو هركه را درآرى در دوزخ ، ( پس ) به تحقيق رسوا كردى او را ؛ تفسير : مردم هر اندازه كه در دوزخ مىمانند ، به همان اندازه رسوائى آنها را بايد دانست . اين قاعده ، صرف « 3 » براى دوام رسوائى كفار است . در آن آيات كه از عامّهء مسلمانان خزى ( رسوائى ) نفى شده ، اين‌جا نيز بايد چنان معنى نمود .
وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ
( 192 ) و نيست ستمگاران را هيچ مددگار . تفسير : كسى را كه خدا ( ج ) مىخواهد در دوزخ بيفگند ، هيچكس نمىتواند حمايت كند ؛ و آن را كه خدا ( ج ) خواهد در اوّل يا آخر نجات دهد ، يا ببخشايد ( مانند عصاة مؤمنين ) ، شفعاء را اجازه خواهد شد كه شفاعت كرده ، بخشش خواهند . اين آيت مخالف آن نيست ؛ بلكه از آيات كريمه و احاديث صحيحه ثابت مىباشد .
هامش
( 1 ) . خلاصهء سخن ، ( 2 ) . نمىتوانند برسند ، ( 3 ) . صرفا