قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
( 183 )
بگو : به تحقيق ، آوردند به شما پيغمبران پيش از من نشانىها ، و آن نشانى كه گفتيد ؛ پس چرا كشتيد ايشان را ؟ اگر هستيد راستگويان .
تفسير : اگر حقيقتا در اين دعوى صادقيد ، و ايمان آوردنتان موقوف به مشاهدهء اين معجزهء مخصوص مىبود ؛ چرا در سابق پيغمبرانى را قتل كرديد كه علاوه بر ديگر نشانيهاى صداقت خود اين معجزهء خاص را هم آورده بودند . اين كردار اسلاف شما كه شما هم امروز به آن خشنوديد ، آيا دليل بر حيلهسازى و فساد شما نيست كه مىگوييد : هيچ پيغمبرى را نمىپذيريم تا هنگامى كه اين معجزهء مخصوص را نشان ندهد .
فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ
( 184 )
پس اگر تكذيب كردند ترا ، ( پس ) به تحقيق ، تكذيب شده پيغمبران پيش از تو ، ( كه ) آوردند نشانهها و صحيفهها و كتاب روشن ؛
تفسير : به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تسلّى داده شده كه از كجبحثى و ضدّ و اصرار اين بدسرشتان ملعون ملول و غمناك نشود ، و ديگر به مكذّبين اعتنائى نكند ؛ چه ، تكذيب انبياى برحق از قديم الايّام عادت معاندين بوده ، و چيز نوى نيست ؛ چنان كه قبل از آن حضرت ، چندين پيغمبرانى را كه نشانههاى واضح ( معجزات ) و صحيفههاى كوچك و كتابهاى روشن با خود آورده بودند نيز ، تكذيب نمودهاند .