تفسير : از خانه نشستن ، مرگ را از خويشتن باز نمىتوان داشت ؛ بلكه انسان از آن مرگ بىبهره مىشود كه آن را حيات جاودان بايد ناميد ؛ شهداء بعد از مرگ به چنان حيات ممتاز نائل مىشوند كه ديگر اموات را از آن نصيبى نيست ؛ به شرف تقرّب ممتاز الهى ( ج ) سرافراز مىگردند ، و به مراتب عالى و مقام بلند فايز مىشوند ؛ رزق بهشت به آزادى و سهولت به ايشان مىرسد ؛ چنان كه ما در اين جهان به هواپيما نشسته ، در فرصت اندك هرجا بخواهيم مىتوانيم پرواز كنيم ؛ ارواح شهيدان در « حواصل طيور خضر « 1 » » مىدرآيند « 2 » ، و به سير بهشت برين مىپردازند . چگونگى و بزرگى اين طيور خضر ( سبز ) خاص به خدا ( ج ) معلوم است « 3 » خيال و قياس ما نمىتواند چيزهاى آنجا را احاطه كند .
آنگاه ، شهداء بسيار شادان و مسرور مىشوند كه خدا ( ج ) به كرم خويش آنها را دولت شهادت بخشيد ؛ و به نعمتهاى عظيم خود نوازش فرمود ؛ و به فضل خود چندين نعمت متزايد را بر آن بيفزود ؛ و چون مىبينند وعدههايى را كه خدا ( ج ) دربارهء « شهيد » به زبان پيغمبر خود فرموده بود ، يكيك انجام يافته ، بىحد مسرور مىشوند ؛ و مشاهده مىكنند كه در بارگاه احديّت ، محنت مؤمنان ضايع نمىشود ؛ بلكه چندان عوض ارزانى مىكند كه فراتر از خيال و گمان باشد .
تنها به حال خويش شاد نمىشوند بلكه از تصوّر برادران مسلمان خويش نيز ، مسرّت خاصّى به آنها دست مىدهد كه ايشان را بعد از خود در جهاد فى سبيل اللّه و ديگر امور خيريّه مصروف گذاشته بودند « 4 » ؛ و تصوّر مىكنند كه اگر آنان چون ما در راه خدا ( ج ) كشته شوند ، يا اقّلا با ايمان بميرند ؛ هر يك به قدر مرتبت خود از اين زندگانى پركيف و لطيف ، و از اين حيات مأمون بهره مىبرند ؛ از آينده انديشناك ، و از گذشته مغموم نمىگردند ؛ با اطمينان و امن ، در رحمت الهى ( ج ) سرراست داخل مىشوند .
در بعضى روايات آمده كه چون شهداء احد ، يا شهيدان بئر معونه به بارگاه الهى رسيدند ، تمنّا كردند : اى كاش ، خبر اين عيش و تنعّم ما را به برادران ما مىرسانيدند ، تا آنها نيز بسوى اين حيات ابدى بشتابند ، و از جهاد انديشه نكنند ! خداوند به جواب آرزويشان فرموده : من مىرسانم ! چنان كه اين آيات فرود آمد ؛ و به اينها خبر داده شد كه ما بر طبق آرزوى شما خبر داديم از اين اطّلاع شهداء مذكور را بيشتر شادمانى دست داد .
هامش
( 1 ) . اندرون چينهدانهاى پرندگان سبز رنگ
( 2 ) . درمىآيند ، وارد مىشوند .
( 3 ) . تنها براى خدا دانسته و معلوم است ؛
( 4 ) . مشغول وانهاده ( و از دنيا رفته ) بودند ؛