حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - به توفيق و مدد الهى ( ج ) آن قوم درمانده را به مدارج علم و عمل فائز گردانيد ، كه از قرنها ، در جهالت و عصبانيّت و گمراهى صريح مستغرق بودند ، و به فيض تعليم و صحبت چند روزهء حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - آموزگار و رهنماى جهان گرديدند ؛ بر آنهاست كه قدر اين نعمت عظمى را بشناسند ؛ و هيچگاه ، ولو به سهو هم باشد ، مرتكب حركتى نشوند كه مايهء ملال حضرت پيغمبر ( ص ) گردد .
أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا
آيا وقتى كه رسيد به شما رنجى ، به تحقيق رسانديد دو چند آن ؛ مىگوئيد :
از كجا آمد اين ؟ !
تفسير : واقعهء احد از اوّل مورد بحث بود ؛ در ذيل آن ، عفو در مقابل قصور مسلمانان مذكور شد ؛ و به مناسبت آن ، اخلاق و حقوق رسول كريم ( ص ) يادآورى شد ؛ باز ، رجوع به قصّهء احد مىشود ؛ يعنى در اثر تكليف « 1 » و زيانى كه در جنگ احد به شما رسيده ، در حيرت و تعجّب مىشويد كه اين مصيبت از كجا فرود آمد ؟ حال آنكه ما مسلمان و مجاهد بوديم ، و با دشمنان خدا در راه خدا ( ج ) به قتال برآمده بوديم ؛ و خدا ( ج ) به زبان پيغمبر خويش به ما وعدهء فتح و نصرت داده بود ! شما هنگامى كه اين سخنان را مىگوئيد ، تأمّل كنيد كه هر زحمتى كه از آنها به شما رسيده از طرف شما دو چندان به آنها رسيده ؛ اگر در جنگ احد تقريبا هفتاد نفر از شما شهيد شده ، در جنگ بدر از كفّار هفتاد نفر كشته شده ، و هفتاد نفر اسير شما گرديده بود ، و بر اسيران چنان اقتدار داشتيد كه اگر مىخواستيد مىتوانستيد آنها را به قتل رسانيد ؛ و در جنگ احد هم ابتداء زياده از بيست نفر آنها به قتل رسيده بود ! اگر شما در جنگ احد اندكى زير فشار آمده ، هزيمت يافتيد ؛ در جنگ بدر ، آنها را شكست خيلى فاحش و تباه كن داده بوديد ! همچنين ، در محاربهء احد كه پافشارى نموديد ، كفّار شكست خوردند ؛ و بالاخره ، از ميدان گريختند ! نظر به حقايق فوق ، و از روى انصاف ، شما حق نداريد كه از زحمت و رنج شكوه نمائيد ، و بىدل « 2 » ، شده
هامش
( 1 ) . زحمت و مشقّت
( 2 ) . بىطاقت و بىتاب شده ،