تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
بر ايشان كشته شدن بسوى كشتنگاهاى خويش . تفسير : اين طعن و تشنيع يا حسرات و افسوس چيزى بارنمى آرد . آنچه راى خدا ( ج ) در باب اجل ، محل مرگ و سبب و و قت آن نگاشته و مقدر كرده است ، هرگز تغير نمى كند ، « 1 » و حتما و قوع مى يابد ؛ اگر شما درون خانه هاى عالى خويش محصور مى نشستيد ، و بالفرض « 2 » ، رأى شما عملى مى شد باز هم كسانى كه قتل آنها در مواضع نزديك احد مقدر بود . حتما به سببى از اسباب بدان صوب مى رفتند ، و در همان موضع كشته مى شدند . اين موهبت الهى است كه در آنجا كه قتل آنها مقدر بود ، در راه خدا به منتهاى دلاورى و خوشى به شهادت رسيدند ؛ حسرات و تأسف براى چيست ؟ « كار پاكان راى قياس از خود مگير » .
وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
( 154 ) و تا بيازما يد خدا آنچه در سينه هايتان است ؛ و تا خالص گرداند آنچه در دلهايتان است ؛ و خدا داناست به آنچه در سينه هاست . تفسير : خدا ( ج ) به راز دلهاى شما آگاه است ، و هيچ حالى از هيچ‌كسى در حضرت و ى مخفى نيست . مقصد اين بود شما راى در معاملت امتحان وارد كند ، تا هرچه در قلوب شماست برون تراود ؛ و در كورة امتحان خالص از مغشوش متما يز گردد ؛ مخلصان صلة « 3 » موفقيت خويش را دريابند ، و براى آينده دلهايشان از و سوسه و ضعف پاك باشد ؛ نفاق پنهانى منافقان آشكار شود ، و مردم به خوبى خبث باطن آنها راى بدانند « 4 » .
هامش
( 1 ) . تغيير نمى كند ، متفاوت نمى گردد ، ( 2 ) . فرضا ، به فرض آنكه ( 3 ) . پاداش ، جايزه ( 4 ) . دريابند ، بازشناسند .