تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
چون اين سپاه كه مركب از سه‌هزار تن بود ، با اسلحه و تجهيزات كامل ، نزديك كوه احد ، كه از مدينه سه چهار ميل فاصله داشت . خيمه‌هاى خويش را نصب نمودند ، حضرت پيغمبر ( ص ) از اصحاب مشوره گرفت « 1 » ؛ رأى فرخندهء حضرت پيغمبر ( ص ) اين بود كه در داخل مدينه بمانند ؛ چه در اين‌جا با دشمن به سهولت و موفقيّت مقابله مىشود ؛ و رؤياى نبوى نيز اين امر را تأييد مىكرد . از رئيس المنافقين ، عبد اللّه بن ابّى ، نيز در اين امر رأى گرفته شد ( و اين نخستين بار بود كه از وى رأى گرفتند ) و رأى وى با راى مبارك حضرت پيغمبر ( ص ) موافق بود ؛ امّا ، بعض مسلمانان پرجوش ، كه نتوانسته بودند در غزوهء بدر شامل شوند « 2 » ، و به عشق شهادت پيمانهء صبر ايشان لبريز شده بود ، اصرار نمودند كه از شهر برآمده ، با دشمنان مقابله نمائيم ؛ تا دشمن ما را كم‌قوّت و بزدل نپندارد . كثرت آراء به اين قرار گرفت . هنگام مباحثه ، حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - به منزل تشريف برد ، زره پوشيده برآمد . در اين اثنا ، بعضى مردم دانستند كه حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - را بر خلاف فكر فرخندهءشان مجبور گردانيديم كه خارج مدينه به جنگ بپردازد . عرض كردند : اى پيغمبر خدا ( ج ) ، اگر رضاى تو نباشد ، اين‌جا تشريف داشته باش ! حضرت رسالت مآبى فرمود كه پيغمبر را شايسته نيست كه چون زره و سلاح مىپوشد ، بدون قتال آن را باز نهد ! چون حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - از مدينه برآمد ، تخمينا هزار تن با وى بود . عبد اللّه بن ابّى تقريبا با سه صد تنى كه با وى بود « 3 » ( و در آن برخى مسلمانان نيز شموليّت داشتند « 4 » ) از راه برگشت ، و گفت : هنگامى كه مشورهء مرا نپذيرفت ، و به رأى ديگران عمل كرد ، ما نيز به جنگ محتاج نيستيم ، و لازم نيست كه ضرور خويشتن را در هلاك افگنيم ! اگرچه برخى از بزرگان وى را داناندند ؛ امّا ، سودى نبخشيد . بالاخره ، حضرت پيغمبر ( ص ) با هفتصد تن جمعيّت سربازان خود به ميدان جنگ وارد شد ؛ و به نفس نفيس خويش ، به آئين عسگرى ، صفها ترتيب داد ؛ و هر دسته را موقعى « 5 » مناسب تعيين فرمود ؛ و گفت : تا من امر ندهم ، احدى به جنگ مبادرت نورزد ! در اين اثنا ، از انفكاك عبد اللّه بن ابّى در قلوب قبايل بنو سلمه و بنو حارثه اندكى ضعف راه يافت ، و قلّت تعداد
هامش
( 1 ) . با اصحاب مشورت كرد ؛ از اصحاب نظر خواست ؛ ( 2 ) . شركت كنند ، ( 3 ) . با سيصد نفرى كه همراه او بودند ( 4 ) . حضور داشتند ، شركت داشتند ( 5 ) . پايگاهى
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 377 | محمود حسن ديوبندى