تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ
روزى كه سفيد شود بعضى روها ، و سياه شود بعضى روها ؛ تفسير : از چهره‌هاى بعضى فروغ ايمان و پرهيزگارى درخشان خواهد بود ، عزيز و موقّر ، شادمان و مسرور به نظر خواهند آمد . بر خلاف آن ، چهره‌هاى بعضى به سياهى فسق و فجور ، به كفر و نفاق ، سيه خواهد شد ، و از آن ذّلت و رسوائى آشكارا خواهد گرديد . گويا ظاهر آنها آئينهء باطنشان خواهد بود .
فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ
پس امّا ، كسانى كه سياه شد روهايشان ، بديشان گفته مىشود : آيا كافر شديد بعد از ايمانتان ؟ ! تفسير : اين الفاظ دربارهء تمام مرتدّين و منافقين اهل كتاب و عامّهء كافران يا فجّار و فسّاق و مبتدعين ، اطلاق شده مىتواند . « مرتدّ » كسى است كه بعد از آوردن ايمان كافر گردد . « منافق » آنكه به زبان اقرار مىنمايد ، امّا در دل كافر مىباشد . اهل كتاب مدّعىاند كه بر كتب و پيغمبران خويش ايمان دارند ؛ مطلب اين است كه « 1 » بر بشاراتى كه در باب نبىّ كريم صلّى اللّه عليه و سلّم داده شده تسليم شوند ، و بر وفق هدايات آن به حضرت وى ايمان آورند ؛ امّا ، آنها در انكار خويش از ديگران پيشقدمند ! گويا ، پس از ايمان آوردن به پيغمبر ( ص ) و كتاب خود ، كافر شده مىروند ! مبتدعين به زبان دعوى مىكنند كه ما به قرآن و سنّت اتّباع ، و به حضرت پيغمبر ( ص ) ايمان داريم ؛ امّا ، بعدا بسا چيزهاى بىاصل و باطل را در دين مىآميزند ، يا از بعضى ضروريّات دين انكار نموده ، از اصل دين خارج مىشوند ؛ هكذا ، اينها نيز تا يك درجه در
« أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ ؟ ! »
مخاطب گرديده‌اند ؛ مانند فاسقان . كسانى كه عقيدهء صحيح دارند ، اگر اين خطاب به آنها باشد ، پس مطلب چنين خواهد بود كه چرا بعد از آوردن ايمان ، مانند كافران عمل كردند ؟ ! گويا ، مراد از كفر ، « كفر عملى » مىباشد ؛ و اگر تسليم شود كه اين خطاب دربارهء عموم كافران است ، حاصلش اين است كه خدا همه را به دين فطرت آفريده ؛ آنها چرا فطرت ايمانى را ضايع كرده ، كافر شدند ؟ ! باقى ، از سياق آيات ، به ظاهر چنين معلوم مىشود كه اين‌جا « كفر » مراد از
هامش
( 1 ) . منظور اين است كه