مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
( 26 )
هركه را خواهى ؛ به يد تست همه نيكى ؛ هر آئينه تو بر هر چيز توانايى .
تفسير : چنان كه پيشتر ذكر شد ، ابو حارثة بن علقمه ، رئيس وفد نجران ، گفته بود كه اگر به پيغمبر ايمان آريم سلاطين روم بعد از اعزازى كه از ما مىكنند ، و مالى كه به ما مىدهند امتناع مىورزند ! شايد اينجا در رنگ دعا و مناجات جواب وى داده شده باشد ؛ يعنى ؛ شما كه بر احترام سلاطين و عطاى آنان مفتون مىشويد ؛ بدانيد كه مالك اصلى همه عزّتها و سلطنتها خداست ، و در قبضهء قدرت اوست ؛ هركه را خواهد مىبخشد ، و از هركه خواهد مىستاند ؛ آيا ممكن نيست عزّت و سلطنت پارس و روم از آنان اخذ و به مسلمانان داده شود ؟ بلكه وعده مىدهيم كه ضرور « 1 » داده مىشود . امروز ، چون بىسروسامانى موجودهء مسلمانان و نيروى دشمنان ايشان را مىبينيد ( اين ) امر را فهميده نمىتوانيد « 2 » از اينجهت ، يهود و منافقان استهزاء مىكردند كه اين مسلمانان تصرّف تخت و تاج قيصر و كسرى را خواب مىبينند ، و از بيم هجوم قريش پيرامون مدينه خندق مىكنند ؛ امّا ، هنوز چند سال منقضى نشده بود كه خدا ( ج ) وعدهء خويش را آشكار ساخت ، و چگونه كليد خزاين روم و پارس را كه به پيغمبر خود وعده داده بود در عصر فاروق اعظم ميان مسلمانان بخش كرد .
اصل اين است كه سلطنت مادّى ارزشى ندارد ، و وقتى كه خداى حكيم توانا مقام اعلاى عزّت و سلطنت روحانى ( مقام نبوّت و رسالت ) را از بنى اسرائيل به بنى اسمعيل منتقل كرد ، چه مستبعد است كه سلطنت ظاهرى روم و عجم در تصرّف خانهبهدوشان عرب درآيد ؟ ! گويا ، اين دعا يك نوع پيشينهگويى بود كه عنقريب اقتدار دنيا در تبدّل است ؛ قومى كه از مقتدران گيتى به انزوا مىزيستند ، داراى اعزاز و سلطنت خواهند شد ، و كسانى كه شكوه پادشاهى داشتند ، به اعمال بد خويش ، در حضيض خوارى و پستى سرنگون خواهند گرديد .
تنبيه :
« بِيَدِكَ الْخَيْرُ »
: هر آئينه خير و خوبى در يد خداست ، و پديد آوردن شرّ نيز به اعتبار آن خير است ؛ زيرا به حيث عالم اجتماعى ، هزاران حكمت در آن پوشيده است . در حديث صحيح آمده : « الخير كلّه فى يديك ، و الشرّ ليس اليك » .
هامش
( 1 ) . حتما
( 2 ) . نمىتوانيد بفهميد ؛