فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ
( 7 )
پس امّا ، كسانى كه در دلهايشان كجيست ، ( پس ) پيروى مىكنند آن را كه مانند يكديگر شده از آن ، براى طلب گمراهى و براى طلب تأويلش و نمىداند تأويل آن را مگر خدا ؛ و ثابتقدمان در علم مىگويند : ايمان آورديم به او ، همه از جانب پروردگار ما فرود آمده ؛ و پند نمىگيرد مگر ارباب دانش .
تفسير : نصرانيان نجران از همه دلايل عاجز آمدند . به معارضه گفتند : تو چون قبول كردى كه مسيح كلمة اللّه و روح اللّه مىباشد ، براى اثبات مدّعاى ما همين الفاظ كافى است . جواب تحقيقى آن را بر بناى اصول و ضابطهء عمومى داد كه به دانستن آن چندين منازعه و مناقشه خاتمه مىپذيرد .
اين ( جواب را ) بايد به اين طريق دانست كه در قرآن ، بلكه در كافّه كتب الهى ( ج ) ، دو قسم آيات موجود است :
اول ، آياتى كه مراد آن معلوم و معيّن مىباشد ، خواه برحسب لغت و تركيب الفاظ و غيره