تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
ذُو انْتِقامٍ
( 4 ) انتقام‌گيرنده است . تفسير : چنين گنهكاران را بدون مجازات نمىگذارد ، و كسى از توانايى مطلق او رسته نتواند « 1 » - درين‌جا نيز ، اشارهء لطيفى است به ابطال الوهيّت مسيح ( ع ) زيرا اقتدار و اختيار تامى كه خدا ( ج ) راست ، در وجود مسيح هرگز پيدا نمىشود ؛ بلكه حضرت عيسى ( ع ) موافق عقيدهء نصارى نيز چگونه مىتوانست ديگران را سزا دهد ؟ در حالى كه به تضرّع و الحاح نتوانست خويشتن را از چنگ ستمكاران وارهاند ؟ ! پس عيسى را خدا يا پسر خدا گفتن چگونه راست آيد ؟ پسر از نوع پدر است ؛ پسر خدا نيز بايد خدا باشد ؛ مخلوق ناتوانى را پسر حضرت تواناى مطلق پنداشتن ، پدر و پسر را به عيب منسوب داشتن است ؛ العياذ باللّه .
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ
( 5 ) هر آئينه اللّه پوشيده نيست بر وى چيزى در زمين ، و نه در آسمان ؛ تفسير : چنان كه قدرت و اختيار او تعالى كامل است ، علم او نيز محيط مىباشد ؛ در عالم ، هر چه بزرگ و كوچك است ، به قدر يك طرفة العين از علم وى غايب نيست ؛ همه گنهكاران و نكوكاران ، كافّهء جرايم با مقدار و نوعيّت آن از علم الهى ( ج ) مخفى نمىباشد ، پس كدام گنهكارى تواند از حضرت او نهان گردد ؟ ! در اينجا تنبيه است كه عيسى ( ع ) خدا شده نمىتواند « 2 » ، زيرا ، وى علم محيط نداشت و چندان مىدانست كه خدا به وى دانانده بود « 3 » آنچه را نصرانيان نجران به حضور پيغمبر ( ص ) اعتراف نمودند ، امروز از اناجيل مروّجه نيز ثابت است .
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ
او آن ذاتى است كه صورت مىبندد شما را در شكم‌هاى مادر ، چنانچه خواهد ؛
هامش
( 1 ) . نتواند رست ، رهايى پيدا نخواهد كرد . ( 2 ) . نمىتواند خدا بشود ؛ ( 3 ) . تعليم فرموده بود