تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
زائل شود ؛ سپس در آيهء
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
فرمود كه هيچ كس را چنان تكليف داده نمىشود كه خارج از مقدور وى باشد ؛ پس هركه را خطرهء گناه « 1 » در دل پديد آيد ، مادامى كه بر آن عمل نكند ، گناهى ندارد ؛ سهو و نسيان نيز شايستهء عفو است . خلاصه ، هرچه اجتناب آن از مقدور انسان خارج باشد ، چون خطرات سوء ، يا سهو و نسيان ، مؤاخذش در آن نيست ، انسان در چيزى مؤاخذه مىشود كه در اراده و اختيار اوست . آيت سابق را كه باعث اضطراب اصحاب شده بود نيز ، بايد بر طبق اين قاعده معنى كرد ؛ چنان كه اين واقع شد ، و خطرهء مذكور كاملا مستأصل گرديد ؛ سبحان اللّه ! فايده : ما از پيغمبران ( ع ) هيچ پيغمبرى را جدا نمىكنيم ؛ چنان نمىكنيم كه پيغمبرى را بپذيريم ، و از نبوّت ديگرى انكار ورزيم .
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا
تكليف نمىكند خدا هيچ كسى را مگر به قدر طاقتش ؛ مر او راست آنچه كسب كرد ( از خير ) ، و بر وى است آنچه كرد ( از بدى ) ؛ ( بگوييد : ) اى پروردگار ما ، مگير ما را اگر فراموش كرديم ، يا خطا كرديم ؛ اى پروردگار ما ، و بار مكن بر ما بار گران ؛ چنان كه نهادى آن را بر كسانى كه پيش از ما بودند ؛ اى پروردگار ما ،
هامش
( 1 ) . انديشهء گناه