تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
وضاحت « 1 » باطل مىنمايد . حضرت پيغمبر ( ص ) در اثناى مناظره به آنها گفت : آيا نمىدانند كه خدا حىّ ( زنده ) است ، و هرگز مرگ به ذات حضرت او طارى نمىشود ؟ « 2 » اوست كه كافّهء كائنات را خلعت هستى بخشيده ، و اسباب بقاى آن را پديد آورده ، و به قدرت كامل خويش حفظ كرده است ؟ برعكس اين ، به عيسى ( ع ) مرگ و فنا مىآيد ؟ ! كسى كه نتواند هستى خويش را نگهدارد ، هستى ديگرى را چه‌سان نگه مىتوان داشت ؟ عيسائيان چون سخن پيغمبر ( ص ) را شنيدند ، اعتراف نمودند كه بىشك گفتهء وى درست است . شايد عيسائيان غنيمت دانستند ، و موافق عقيدهء حضرت پيغمبر ( ص ) كه « عيسى ياتى عليه الفناء » سؤال فرمود ، يعنى : بر عيسى ضرور فنا مىآيد ؟ جواب دادند . زيرا ، دانستند كه جواب اگر به نفى دهيم و عقيدهء خود را اظهار نمائيم ، و بگوييم : مدّتهاست عيسى ( ع ) وفات كرده ؛ زياده‌تر به‌طور صريح ملزم و لاجواب مىشويم ! لهذا ، نزاع لفظى را مصلحت ندانستند ؛ يا ممكن است اينان از آن نصرانيانى بودند كه موافق عقيدهء اهل اسلام ، از قتل و صلب حضرت عيسى « 3 » قطعا منكر ، و به صعود جسمانى او معتقد بودند ؛ چنان كه حافظ ابن تيميّه در كتاب « الجواب الصّحيح » و مصنّف « الفارق بين المخلوق و الخالق » تصريح نموده‌اند كه نصرانيان شام و مصر همه بر اين عقيده بودند ؛ چندى بعد ، پولوس نام ، عقيدهء صلب را شايع نمود ، پس اين عقيده از اروپا به شام و مصر شايع شده . به هرحال ، اين گفتهء نبىّ كريم ( ص ) كه در عوض « انّ عيسى اتى عليه الفناء » « انّ عيسى يأتى عليه الفناء » فرمودند ، با اينكه الفاظ اوّل در موقع « 4 » ترديد الوهيّت مسيح بيشتر واضح و مسكت خصم بود ؛ ظاهر مىكند كه در موقع « 5 » الزام هم ، پيش از موت اطلاق لفظ « موت » را بر حضرت عيسى ( ع ) حضرت رسول كريم نمىپسنديدند .
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ
فرود آورد بر تو كتاب را براستى ؛ تفسير : يعنى ، قرآن كريم موافق حكمت و با نهايت راستى و متضمن انصاف نازل شده .
هامش
( 1 ) . به وضوح ، به روشنى ( 2 ) . بر ذات حضرت او عارض نمىشود ؟ ( 3 ) . قتل و صلب حضرت عيسى را ( 4 ) . قتل و صلب حضرت عيسى را ( 5 ) . در مقام