تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مشاهده مىنمودند ، گمان مىكردند كه هر يك از مردم را چندان معاملات و عبادت است كه حفظ آن محال مىباشد ؛ پس در مقابل آن ثواب و عقاب نيز خارج از عقل و غيرممكن مىنمايد ! بدين‌جهت ، خدا ( ج ) در اين آيت صفاتى چند ذكر نمود كه مخصوص ذات مقدّس اوست ، و به وسيلهء آن تمام تخيّلات و اوهام برداشته شد ؛ يعنى ، دانائى و توانائى او چنان كامل است كه كوچك‌ترين چيزى از آن بيرون شده نمىتواند « 1 » ؛ ذاتى كه علم و قدرت او اين گونه غيرمتناهى و هميشه يكسان باشد ، چه دشوار است كه تمام جزئيّات عالم را ضبط نمايد ، و عوض آن را عطا كند ؟
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
نيست اكراه در دين ؛ به تحقيق جدا شده هدايت از گمراهى ؛ تفسير : چون دلايل توحيد به خوبى ذكر شد ، و كافران را عذرى نماند ؛ پس در اسلام كسى به زور و اكراه چه حاجت مىافتد ؟ دانشمندان خود مىدانند ؛ در شرع نيز حكم نيست كه كسى را كه جزيه مىدهد بر اكراه مسلمان كنيد ؛ چنان كه نصّ
« أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ »
موجود است ؛ هر كه جزيه را بپذيرد ، هستى و دارائى او محفوظ مىباشد .
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 256 )
پس كسى كه منكر شود گمراه‌كنندگان را ، و ايمان آرد به اللّه ، پس هر آئينه جنگ زده به دستاويزى محكم ؛ نيست انقطاع آن را و اللّه نيك شنوا ، داناست .
هامش
( 1 ) . بيرون از حوزه و قلمرو آن نخواهد بود ؛