سختتر مىباشد ، و اكثر احكام الهى ( ج ) كه ديده مىشود ، يا به جان تعلّق دارد ، يا به مال . آرى ، محبّت جان و مال بندگان را به گناه مىافكند ؛ دلبستگى به اين دو امر سرچشمهء گناهان است ، و نجات از آن ، همه طاعات را بر انسان آسان مىگرداند . از اينجاست كه پس از بيان اين احكام بيان قتال و انفاق مناسب است ؛
« قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ *
الخ » بيان اوّل ؛
« مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً »
بيان امر ثانى است . بعد از آن ، با قصّهء طالوت بيان اوّل را تأكيد فرموده ، و اكنون به واسطهء
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ »
تأكيد شقّ ثانى منظور است ؛ چون بسيارى از امور عبادات و معاملات به انفاق مال منحصر است ، مفصّل و مؤكّد بيان كرده شد . چنان كه ركوع آينده ، اكثر ، از امر ثانى ، يعنى از بذل مال بحث مىراند . خلاصه ، مقصد آن است كه وقت عمل همين دنياست ؛ در آن جهان اعمال را ، كسى نمىفروشد ، و به دوستى نمىدهد ، و كسى به شفاعت ديگرى نجات نمىيابد ؛ تا وقتى كه خداوند ( ج ) آن را نجات ندهد .
وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
( 254 )
و كافران ، ايشانند ستمكاران .
تفسير : كافران بر خويشتن ستم كردند ، كه از نحوست آنها ، از دوستى و شفاعت كسى در آخرت به آنها نفع نمىرسد .
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
اللّه ، نيست هيچ معبودى جز وى ؛ زنده است ، تدبيركنندهء عالم ؛
تفسير : از آيت اوّل ، عظمت و شأن خداوند ( ج ) نيز آشكار مىگردد . بعد از آن ، اين آيهء كريمه فرود آمد كه در آن ، از جلال و عظمت و تقدّس الهى به نيكوترين صورتى بيان مىشود .
لقب اين آيه « آية الكرسى » است ، و در حديث شريف ، آن را « اعظم آيات كتاب اللّه » خواندهاند ؛ فضيلت و ثواب اين آيت به كثرت منقول شده .
حقيقت اين است كه خداوند ( ج ) در كلام پاك خود سه مضمون را ، بهطور مخلوط ، موقع به موقع ، بيان كرده است ؛ علم توحيد و صفات ؛ علم احكام ؛ علم قصص و حكايات ، كه از علم قصص تأييد علم توحيد و صفات نيز مىشود ، يا تأكيد و ضرورت علم احكام ؛ همچنين ، علم