و اذيّتى به وى نرسانند . مراد از « وارث » آن است كه محرم نيز باشد .
فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما
پس اگر مادر و پدر خواستند جدائى طفل را از شير ( در دو سال بعد ) ، از خرسندى با همدگر ، و مشوره كردن با همدگر ، پس نيست هيچ گناهى بر آنها ؛
تفسير : اگر مادر و پدر بنابر مصلحتى مشوره كنند « 1 » ، و به رضاى خويش ، در اثناى دو سال ، طفل را به غرض آسايش او از شير جدا نمايند ، گناهى ندارد ؛ مثلا در حالىكه شير مادر خوب نباشد .
وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ
و اگر خواستيد كه دايه گيريد جهت شير دادن فرزندان خود ، پس نيست هيچ گناهى بر شما ؛ چون تسليم نموديد آنچه مقرّر كرديد دادن آن را ؛ موافق قاعده ( به وجه پسنديده ) ؛
تفسير : اى مردان ، اگر شما خواسته باشيد كه بر حسب ضرورت و مصلحت ، زن ديگرى به كودكتان شير دهد ، نيز گناهى ندارد ؛ امّا نه چنان كه از حقّ مادر چيزى ضايع گردد ، بلكه حقّ الزحمهء مادر را موافق عرف و دستورى كه مقرّر داشتهايد ادا كنيد ؛ و چنين نيز توان وانمود « 2 » كه حقّ زنى را كه شير مىدهد ضايع نسازيد .
هامش
( 1 ) . مشورت كنند ،
( 2 ) . و آيهء شريفه را چنين نيز مىتوان معنا كرد . . .