حال ختم عدّت ، مصارف خاص به جهت دادن شير است « 1 » . از اين آيه تنها اين مسئله معلوم مىشود كه اگر مادر راضى باشد مدّت شير را تكميل كند ، يا پدر اجرت شير را به مادر بدهد ، انتهاى مدّت آن دو سال كامل است ؛ و اين امر معلوم نمىشود كه مدّت شير دادن على العموم بيشتر از دو سال نمىباشد .
وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ
و بر كسى كه فرزند زاده شده براى او ( يعنى : براى پدر ) طعام زنان مرضع و لباس زنان مرضع است ، موافق قاعده ( به وجه پسنديده ) ؛ تكليف داده نمىشود كسى را مگر به قدر توانش ؛ ضرر رسانيده نشود مادر به جهت فرزندش ، و نه كسى را كه طفل براى او زاده شده ( پدر ) به جهت فرزندش ؛
تفسير : پدر طفل در هرحال بايد به مادر طفل طعام و لباس دهد ؛ اولا ، از جهتى كه « 2 » در نكاح اوست ؛ ثانيا ، بنابر اينكه عدّت او هنوز تكميل نيافته ؛ ثالثا ، اجرت شير تأديه شود . مادر و پدر همدگر را به سبب طفل نيازارند ؛ چنان كه مادر بدون جهت از شير دادن امتناع نمايد ، يا پدر بلاسبب او را از آغوش مادر بازگيرد ، و شير ديگرى را به وى بنوشاند ؛ يا در لباس و طعام امساك ورزد .
وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ
و بر وارث است مانند اين ؛
تفسير : اگر پدر كودكى بميرد ، وارثان او را لازم است كه مادر طفل را لباس و طعام دهند ،
هامش
( 1 ) . آن خرجى كه مرد به زن مىدهد ، فقط در برابر شير دادن است .
( 2 ) . از جهت اينكه