تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
تفسير : احكامى كه ذكر شد ، تنها مؤمنان از آن پند مىگيرند ؛ زيرا ، ايشان اهليّت استفاده دارند ؛ و الّا ، موعظه به عامهء مردم است ، و به كسى اختصاص ندارد . از اين اختصاص مؤمنان ، ضمنا سرزنش و تحقير ديگران نيز برمىآيد ؛ يعنى : كسانى كه به اين احكام عمل نمىكنند ، گويا به خدا ( ج ) و روز قيامت ايمان ندارند !
ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 232 )
اين كار نافع‌تر است به شما ، و پاكتر ؛ و اللّه مىداند ، و شما نمىدانيد ! تفسير : در منع نكردن زنان از نكاح ، و در نكاح آنان ، طهارتيست كه هرگز در منع نكاح نيست . زنى كه به شوهر اوّل خويش رغبت داشته باشد ، در نكاح با وى طهارتيست كه در نكاح با مرد ديگر قطعا آن طهارت موجود نمىباشد . خدا ( ج ) داناى راز دل‌هاىشان است ؛ سود و زيان آينده را مىداند كه شما از ادراك آن عاجزيد .
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ
و مادران شير دهند فرزندان‌شان را دو سال كامل ، براى كسى كه مىخواهد كه تمام كند مدّت شير دادن را ؛ تفسير : به مادر حكم است كه طفل خود را تا دو سال شير دهد ؛ و اين مدّت به مادر و پدرى قرار داده شده كه مىخواهند مدّت شير دادن را كاملا به پايان رسانند ؛ ورنه ، تقليل نيز در آن جايز است ؛ چنانچه « 1 » در آخر آيت مىآيد . در اين حكم ، مادرانى نيز داخلند كه نكاح آنها باقى مانده ، يا طلاق حاصل كرده‌اند ، يا عدّت‌شان منقضى شده است . فرق اين است كه شوهر بايد در هر حال به منكوحه و معتدّه طعام و لباس بدهد ، خواه شير بدهند ، خواه ندهند ؛ امّا در
هامش
( 1 ) . چنان كه