تفسير : مردم را از اسلام بازداشتن ، و خود دين اسلام را نپذيرفتن ، و منع از زيارت كعبهء مكرّمه ، و تبعيد ساكنان حرم ، همهء اينها در اثناى ماه حرام ، نسبت به مقاتله ، زشتتر و گناهى بزرگتر است ؛ و كافران هميشه بدان ارتكاب داشتند . خلاصه ، در اثناى ماههاى حرام بدون علّت و ناحق جنگ گناه بزرگ است ؛ امّا ، كسانى كه در داخل حرم به اشاعهء كفر و شرك مىكوشند ، و فساهاى بزرگ مىنمايند ، و حتّى در ماههاى حرام نيز به ايذا و آزار مسلمانان مىپردازند ، جنگ با آنها ممنوع نيست ؛ علاوتا ، « 1 » مشركان چون خود بدينگونه اعمال شنيعه سرگرماند ، مسلمانان را به سهو كوچكى كه بدون علم از آنها صادر شده مورد طعن قرار دادن ، سخت شرمآور است .
وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ
و ( شرك ) بازداشتن مردم از دين بزرگتر است از قتل ؛
تفسير : فتنه و فساد افكندن در دين ، به غرض بازداشتن مردم از قبول حق ، نسبت به قتل و غارتى كه مسلمانان در ماه حرام كردند ، به مراتب زشتتر است . عادت مشركين بر آن بود كه راجع به اسلام سخنان مختلف مىگفتند ، و حيلهها مىانگيختند ، تا بدين وسيله اذهان مردم را نسبت به آن مشوب و مشتبه سازند ، و آنها را از پذيرفتن اسلام بازدارند ؛ چنانچه « 2 » در همين قضيّه كه به بىعلمى « 3 » در شهر حرام از طرف مسلمانان به ظهور پيوست ، مشركان زباندرازى كردند ، تا مردم را از قبول دين فرخندهء اسلام متنفر سازند . خلاصه ، طعن و ملامت مشركان بر مقاتلهء غير عمد مسلمانان ، براى اينكه مردمان را از دين اسلام برگردانند ، از مقاتلهء مذكور به مراتب مذمومتر و شنيعتر است .
وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ
و هميشه جنگ مىكنند كافران با شما ، تا آنكه بگردانند شما را
هامش
( 1 ) . به علاوه ، از اين گذشته ،
( 2 ) . چنان كه
( 3 ) . به نادانى و از روى بىاطلاعى