وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
( 212 )
و اللّه روزى مىدهد كسى را كه خواهد بىشمار .
تفسير : حضرت الهى ( ج ) به جواب آنها ارشاد مىفرمايد كه اين امر به نادانى و انديشهء قاصر كافران دلالت دارد ؛ زيرا ، ايشان چنان مفتون و دلدادهء زخارف دنيا مىباشند كه نمىدانند اين بينوايان و فقراء را در روز قيامت بر آنها برترى و فضيلت است ؛ حضرت الهى ( ج ) هركه را خواسته باشد ، چه در دنيا و چه در آخرت ، روزى بىحساب ارزانى مىكند ؛ چنان كه وى تعالى تقدّس ، بينوايان و نيازمندان را كه طرف ريشخند و استهزاى مشركين بودند ، بر دارائى بنى قريظه و پادشاهى روم و فارس و مانند آن مسلّط كرد .
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ
بودند مردمان بر يك دين ( اسلام متّحد ) ؛ پس فرستاد خدا پيغمبران را بشارتدهندگان و ترسانندگان ؛ و فرستاد با ايشان كتاب را به راستى ؛ تا حكم كند ميان مردمان در آنچه كه اختلاف كردند در آن ؛ و اختلاف نكردند در آن ، مگر كسانى كه داده شده ايشان را كتاب ، بعد از آنكه آمد ايشان را حجّتهاى روشن ؛ از جهت حسد در ميان ايشان ؛ پس راه نمود اللّه