اعمال نيكو ، چون صدقات ، خيرات ، حج عمره ، به جزاى شرك آوردن به خدا مردود مىگردد ؛ و مشركان به كيفر هرگونه جرايمى كه در حال شرك كرده بودند ، مبتلا مىشوند ؛ مشركان اين جزاى زوالناپذير را معاينه كنند ؛ كردار نيك و بد آنها نتيجهاى ديگر جز حسرت و افسوس ندهد ؛ در دوزخ جاويد باشند ؛ برعكس ، مؤمنان موّحد كه اگر به دوزخ هم روند ، عاقبت نجات يابند .
يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ
اى مردمان ، بخوريد از آنچه در زمين است ، حلال پاكيزه ، و پيروى نكنيد گامهاى شيطان را ؛
تفسير : عرب بتها را مىپرستيدند ، و به نام آنها نر گاوهاى خويش را سر مىدادند ، « 1 » و انتفاع از اين حيوانات را حرام مىپنداشتند اين مسئله نيز يك نوع شرك است ؛ جز خدا احدى حق ندارد كه در اشياء حلّ و حرمت گذارد ( تقنين و تشريع نمايد ) ؛ در اين امر حكم ديگرى را قبول كردن ، او را با خدا انباز گرفتن است .
در آيات سابق شرك تقبيح شد ؛ اينك تحريم حلال ممنوع قرار داده مىشود خلاصهء آن اين است : - محصول زمين را بخوريد ، به شرطى كه « 2 » شرعا حلال و پاكيزه باشد ، يعنى فى نفسه حرام نباشد ، چون حيوانات مردار ، خنزير و حيواناتى كه جز نام خدا نام ديگرى بر آنها برده شده و از ذبح آنها غرض اصلى قربت به غير اللّه باشد ، و يا به علّت كدام امر عارضى « 3 » حرمت بر آن عارض نشده باشد ، مثل اموالى كه به غصب و دزدى و رشوت و سود ستانيده باشند ؛ از اين همه انواع ضرور بپرهيزيد ؛ به شيطان متابعت مكنيد ، متابعت شيطان چيزى را به خواهش خود حرام قرار دادن است ، مانند مسئلهء وقف نر گاو به نام بتان و غيره كه ذكر نموديم ؛ و چيزى را به خواهش خود حلال قرار دادن است ؛ مثل
« ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ »
و از خود شريعتى مقرّر نمودن
هامش
( 1 ) . گاوهاى نر خود را به نام خدايانشان آزاد و رها مىكردند .
( 2 ) . به شرط آنكه
( 3 ) . يك امر عارضى ، يك مسألهء جانبى