آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
( 170 )
حال آنكه پدرانشان نمىدانند چيزى را ، و راه راست را ندانستهاند ؟ !
تفسير : در مقابل احكام الهى ( ج ) به آباواجداد خويش متابعت مىنمايند ، و اين نيز شرك مىباشد ؛ چنانچه بعضى مسلمانان از بىدانشى دربارهء رسوم باطل خويش ، ماندند ترك نكاح بيوه و غيره ، چنين سخنانى مىگويند ؛ و بعضى اگر به گفتار اظهار نمىكنند ، از كردار آنها اين مسئله ترشّح مىكند ؛ اين گفتار و كردار هر دو با اسلام مخالف است .
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً
و مثال آنان كه دعوت مىكنند كافران را ، مانند حال كسى است كه بانگ مىزند به آنچه نمىشنوند مگر دعا و آواز را ؛
تفسير : دعوت كافران به سوى راه راست ، مثل آن است كه حيوانات صحرائى را صدا كنند ؛ اين حيوانات جز آواز چيزى نمىدانند ؛ چنين است حال آنكه خود علم ندارد ، و از علماء نيز نمىشنود .
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
( 171 )
كرند ؛ گنگند ؛ كورند ؛ پس ايشان هيچ نمىدانند !
تفسير : گويا اين كافران كرند ، هيچگاه سخن راست را نمىشنوند ؛ گنگند ، حق را به زبان نمىآرند ، كورند ، صراط مستقيم نمىبينند ؛ بنابراين هيچ نمىدانند ؛ زيرا ، وقتى كه اين حواسّ سهگانه از كار افتد ، وسيلهاى ديگر براى بدست آوردن علم و دانش بهجا نمىماند .