تفسير : همين آيه پيشتر گذشت ؛ مگر « 1 » چون اهل كتاب به نسب خويش مغرور بودند ، گمان مىكردند كه : اعمال ما هرچه بد باشد ، پدران ما به ما آمرزش مىخواهند ! « 2 » لهذا ، براى منع تخيّلات بيهودهء آنها اين آيت تأكيدا تكرار گرديد ؛ يا شايد در آيهء سابق خطاب به اهل كتاب بوده باشد ، و در اين آيت به امّت مرحومه خطاب است كه در اين خيال فاسد به اهل كتاب متابعت نكنند ، « 3 » زيرا ، هر كسى از بزرگان خويش ضرور چنين توقعى مىداشته باشد ، و اين جز بىخردى و نادانى چيزى نباشد بعد از اين ، حماقت ديگر يهود ، كه در باب تحويل قبله چيزى مىگفتند ، ظاهر مىگردد .
جزء دوم
سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها
زود مىگويند بىخردان از مردم : چه چيز گردانيد پيغمبر و مسلمانان را از قبلهء ايشان كه بودند بر آن ؟ !
تفسير : حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - چون از كعبهء مكرّمه به مدينهء منوّره تشريف آورد ، شانزده - هفده ماه ، به سوى بيت المقدس نماز مىخواند ؛ بعدا ، حكم خدا جلّ و على شأنه - فرود آمد كه جانب كعبه رو گردانند . يهود و مشركان و منافقان به اعتراض آغاز كردند و گفتند : مسلمانان تا حال سوى بيت المقدس نماز مىخواندند ؛ چه شد كه آن را گذاشتند و به خانهء كعبه رو گردانيدند ؟ ! بعضى گفتند : پيغمبر ( ص ) به حسد و عداوت يهود چنين كرد ؛ بعضى گفتند چون مسلمانان در دين خويش متردّد و حيرانند ، از اين حيرت و تردّد ظاهر مىشود كه نبوّت پيغمبر ( ص ) از جانب خدا جلّ و علا شأنه نباشد . خدا اعتراض مخالفان و جواب آن را كه بعدا مىآيد ، قبل از وقوع آن اطلاع داد ؛ تا وقت تبديل قبله كسى را تردّد رخ
هامش
( 1 ) . مگر
( 2 ) . پدران ما براى ما آمرزش مىطلبند !
( 3 ) . از اهل كتاب پيروى نكنند ؛