« السبيل » را ، راه تولد و آمدن به دنيا گفتهاند يعنى در شكم مادر او را ساخت و پرداخت سپس راه خروج و ولادت را بر او آسان كرد ، اين قول ابن عباس است ديگران سبيل را طاعة اللَّه گفتهاند يعنى راه رسيدن به خير و سعادت را براى او آسان كرد ، اين قول صحيحتر است .
21 - 23 -
ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ . ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ . كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ
اين آيات تتمهء ادوار وجود انسان است كه پس از زندگى دنيا ، خدا او را مىميراند و سپس روز قيامت او را زنده مىكند ، بشر در مسير خلقت و مردن و زنده شدن در آخرت مسلوب الاختيار است و جريان
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى
را بايد به پيمايد .
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ
گويى : كسى سؤال مىكند : انسان در مقابل اين خلقت و تدبير و هدايت و اقبار و انشاء چه كرد ؟ آيا به خداى خود خاضع شد ؟
و راه توحيد را اختيار كرد ؟ در جواب مىگويد : نه ، هنوز انسان فرمان خدا را انجام نداده است .
ناگفته نماند : آيه راجع به حالت اوليه انسان است قطع نظر از تربيت توحيدى كه موحدان با آن زينت شده و حالت اوليه را ترك كردهاند .
24 - 32 -
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا وَ حَدائِقَ غُلْباً وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
در آيات گذشته ، خلقت و ادوار زندگى و مرگ انسان بررسى شده كه دقت در آنها انسان را در مسير توحيد مىاندازد ، در اين آيات به قسمتى از جهان خارج اشاره شده كه تأمين زندگى و بقاء انسان بسته بر آنست و آن دسترسى انسان به طعام است از راه روئيدنيها و نيز از راه حيوانات ، كه مواد روى زمين و گازهاى هوا در اثر يك نظام اتم و اكمل ، به خوردنيها و گوشت حيوانات مبدل