همه حوائجش در جهان بيرون تأمين مىشود و به زندگى ادامه مىدهد ، هر انسان عاقل را ناچار مىكند كه به آفرينندهء اين نظام خاضع شود .
ناگفته نماند : قرآن مجيد گرچه در اين گونه آيات راه شناخت خداوند را در مطالعهء طبيعت با روش حسّى بيان مىكند ، اما راه فلسفه و تعقل را نيز عنوان كرده است چنان كه در
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ
انبياء / 22 و در
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ . . .
مؤمنون / 91 گذشت .
در آخر آيات در زمينهء معاد كه ادامهء آفرينش و متصل به خلقت دنيا است مطالبى ذكر شده و روشن مىكند كه دنيا و آخرت يك مجموعه هستند و از يكديگر جدا نيستند . آنها كه وجود دنيا را پذيرفتهاند بايد آخرت را نيز بپذيرند .
17 - 20 -
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ . مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
در اينجا اول مىگويد : بميرد انسان چقدر كافر يا ناسپاس است ! ! آن گاه استدلال شده كه اگر انسان در خلقت خويش بيانديشد ، به خدا و آفرينندهاش خاضع مىشود و در راه او زندگى مىكند ، اينهمه انسانهاى ستمگر كه در طول تاريخ خار راه بشريت بوده و هستند ، توجهى به خلقت و ضعف خويش در مقابل آفريننده ندارند
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
يعنى فكر كند انسان كه خدا او را از چه چيز آفريده است ، نظير
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ . خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ . . .
طارق / 5 و 6 .
« قدره » به معنى اندازه گرفتن است ، مراد از آن تكميل خلقت و ساختن انسان در حد معتدل و با اعضاى مناسب و مورد احتياج است ، نظير
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى
اعلى / 2
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ
انفطار / 7 .