نكتهها
هجو ابو لهب : ايمان و مكتب داراى جاذبه و دافعه است ، آنكه به مكتب ، ايمان و اعتنايى ندارد او را دفع مىكند هر چند كه از اقوام و عشيره باشد
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ . . .
مجادله / 22 اين است كه ملاحظه مىشود ابو لهبها هجو و طرد مىشوند ، ولى سلمانها مقام
« سلمان منا اهل البيت »
پيدا كرده و در مكتب جذب مىشوند .
مسلمان موحد كسى است كه در زندگى اين سوره را سر مشق خويش قرار بدهد ، ملاك او در دوست داشتن و دشمن گرفتن ، فقط خدا و مكتب باشد و از چهارده معصوم صلوات اللَّه عليهم پيروى نمايد كه خوبان را جذب كرده و به خود نزديك نمودند و بدان را از خود طرد كرده و كنار زدند .
ابو لهب و اين سوره : در مجمع البيان فرموده : اگر گويند : آيا با اين سوره باز ابو لهب قدرت داشته كه ايمان بياورد و باز ايمان بر او فرض و لازم بود ؟ و اگر ايمان مىآورد تكذيب وعده
سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ
نمىشد ؟ گوئيم : آرى ايمان براى او لازم بود ، اين وعيد به شرط عدم ايمان است ، اگر فرض كنيم كه ابو لهب از رسول خدا مىپرسيد و ميگفت : اگر ايمان آورم باز داخل آتش خواهم شد ؟ حضرت مىفرمود : نه زيرا كه شرط دخول آتش از بين رفته بود .
الميزان اين جواب را پسنديده و فرموده است : ابو لهب در اختيارش بود كه ايمان آورد و از عذاب حتمى خدا كه در اثر كفرش بود نجات يابد .
ناگفته نماند : درست است كه او مسلوب الاختيار نشده بود ولى خدا