3 -
سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ
عاقبت هلاك و خسران آنست كه حتما به آتش ملتهب و شعلهور داخل مىشود « سين » در آيه ظاهرا براى تأكيد و حتميت است ، نكره آمدن « لهب » مفيد تفخيم است و هم ظاهرا براى تناسب با ابى لهب .
4 و 5 -
وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
لفظ « و امرأته » عطف است بر فاعل « سيصلى » يعنى « و ستصلى امرأته نارا » جملههاى
حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها . . .
هر دو حال هستند از « امرأته » يعنى زن ابو لهب در حالى داخل آتش مىشود كه در پشت خود بار هيزم و در گردن ريسمان دارد ، به عبارت ديگر ، در حين داخل شدن به آتش عمل دنيا را حكايت خواهد كرد ، همانطور كه در دنيا خارها را بدوش مىكشيد و شب در راه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىريخت تا او را اذيت كند ، همانطور هم به آتش مىرود و در آن معذب مىشود « 1 » .
در مجمع البيان نقل شده : چون سورهء « تبت يدا » نازل گرديد ، ام جميل زن ابو لهب پس از شنيدن آن ولولهكنان در حالى كه سنگى در دست داشت به مسجد الحرام آمد ، برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ناسزا مىگفت و فرياد مىكشيد : « مذمما ابينا و دينه قلينا و امره عصينا » « 2 » حضرت با ابو بكر در مسجد نشسته بود او گفت يا رسول اللَّه ام جميل آمد مىترسم به شما صدمهاى بزند ، حضرت فرمود : هرگز مرا نتواند ديد ، آن حضرت قرآن خواند و از ام جميل محفوظ ماند .
هامش
( 1 ) در مجمع البيان نقل شده ام جميل خار مىآورد و در راه آن حضرت مىريخت ، ولى بعيد است مراد ازحَمَّالَةَ الْحَطَبِسخن چينى باشد .
( 2 ) مذمم يعنى مذموم ، ملعونه اين كلمه را به جاى « محمد » به كار برده است .