تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
يكى يكى مىآوريم
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى
تقدير آن چنين است : « اخبرنى عن الذى ينهى الرسول اذا صلّى هل يستحق الا العذاب و هو يعلم ان اللَّه يرى » يعنى : بگو به بينم آنكه بنده‌اى را از نماز خواندن نهى مىكند آيا جز عذاب راهى دارد با آنكه مىداند خدا او را مىبيند .
أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى
؟ فاعل « كان » ، « عبدا » در آيهء بالا است يعنى : بگو به بينم اگر آن بندهء نهى شده بر هدايت باشد يا امر به تقوى و توحيد كند آيا اين نهى كننده جز عذاب راهى دارد با آنكه مىداند خدا او را مىبيند ؟
أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى
يعنى : خبرم بده اگر آن نهى كننده حق را تكذيب كند و از آن رو گردان باشد جز عذاب راهى دارد ؟ با آنكه مىداند خدا او را مىبيند ، از آيهء
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى
معلوم مىشود كه بت‌پرستان مكه عقيده داشتند كه خدا از اعمال بندگان با خبر است چنان كه از آيات قرآن و از تاريخ آنها معلوم مىشود ، دربارهء آيات دو مطلب ماند كه در نكته‌ها خواهد آمد . 15 - 18 -
كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ فَلْيَدْعُ نادِيَهُ سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ
. يعنى : مطلب آن طور نيست كه اين نهى كننده مىپندارد كه در كارش مطلق . العنان باشد ، اگر از اين كار دست برندارد حتما از موى پيشانى او گرفته و به آتش مىكشيم ، نسبت كذب و خطابه ناصيه مجاز است ، اين استعمال مجوز گرفتن از ناصيه است زيرا خطا كار و دروغگو بايد گرفته شود .
فَلْيَدْعُ نادِيَهُ . . .
براى تعجيز است و يك نوع زور آزمايى است كه مشرك شكست مىخورد ، يعنى در مقابل گرفتن از ناصيه‌اش ياران خويش را بطلبد ، ما نيز مأموران آتش را مىطلبيم آن وقت خواهد ديد كه يارانش كمكى نتوانند كرد .