شرحها
در اين سوره ابتدا به رسول خدا دستور مىرسد كه وحى را اخذ كند و بخواند . آن وحى از جانب خدايى است كه انسان را آفريده و با قلم او را تعليم داده و تربيت كرده است . سبحان اللَّه از عظمت قرآن كه اولين كلامش با آفرينش انسان و تربيت و تعليم و قلم شروع مىشود .
آن گاه روشن مىكند كه انسان چون خود را بى نياز ديد طغيان مىكند و همان طغيان سبب مىشود كه در مقابل راهنمايان توحيد موضع گيرد و آنها را تكذيب كند ، آنها بى آنكه فكر كنند كه خدا حاضر و ناظر است و مىداند و مىبيند به انكار توحيد بر مىخيزند ولى اگر از اين كار دست بر ندارند از پيشانى آنها گرفته به آتش مىافكنيم ، اگر يارانى هم براى خود بخوانند اثرى ندارد ما نيز مأموران آتش را مىخوانيم .
معلوم مىشود بعضى از سران شرك آن حضرت و مسلمانان را از خواندن نماز مانع مىشدند كه بعد از تهديد آنها ، به رسول خدا فرمان مىدهد كه به حرف چنين كسى گوش مكن ، براى : خدايت سجده كن و تقرب جوى .
1 - 5 -
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
.
اين پنج آيه با بسم اللَّه . . . در همين قالب به آن حضرت نازل گشته و آن امر به اخذ قرآن از جانب خداست يعنى : « اقرء القران مفتتحا باسم ربك » گرچه خود اين كلمه نيز از قرآن است ، نظير آنكه شخصى در نامه خود مىنويسد : چون اين نامه را خواندى به مضمون آن عمل كن ، گرچه اين كلمات نيز از خود نامه است .
پس امر « اقرء » راجع به همه قرآن است و انتخاب « اقرء » به جاى اخذ