و مانند آن ظاهرا براى آنست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خواندن نمىدانسته است ، على هذا در اينجا خواندن براى مردم مطرح نيست بلكه ، آن در معناى « خذ القرآن من ربك » است .
رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ
شامل خلقت و ربوبيت است يعنى : بخوان قرآن را با شروع به نام پروردگارت كه آفريدن و پرورش از جانب او است ، اين همان توحيد كامل است كه انبياء به آن دعوت كردهاند :
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
يونس / 3 « 1 »
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
گوشهاى از ربوبيت خدا دربارهء خلقت انسان و تكامل او از علقه به انسان است كه آمدن قرآن را لازم گرفته و گرنه انسان بىهدايت معنى ندارد ، در اينجا نظر به مطلق انسان است .
« اقرء » دوم براى تأكيد است يعنى بخوان قرآن را و اخذ بكن قرآن را
وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ . . .
ظاهرا در رابطه با « اقرء » است يعنى خداى تو آن خداى عطا كننده است كه انسان را با قلم تعليم كرده ، بالاتر از آن به همه انسانها آنچه را كه نمىدانستند تعليم كرده است ، على هذا مىتواند تو را تعليم كند با آنكه خواندن و نوشتن نمىتوانى .
پس
وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ . . .
جمله حاليه است ، اكرم به معنى عطا كنندهتر مىباشد
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
تعميم تعليم انسان از راههاى غير قلم است مانند
خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
مىدانيم كه بسيارى در دانستنيهاست كه قلم در تعليم آنها به كار نرفته است ، به هر حال هر دو تعليم از جانب خداست .
بعضىها گفتهاند « اقرء » دوم راجع به خواندن براى مردم است ، يعنى « اقرء القرآن على الناس » ولى آن بسيار بعيد است .
هامش
( 1 ) مىشود كه اين جمله تعليل « باسم » باشد يعنى سزاست كه با نام خدا افتتاح كنى كه هم آفريننده است و هم تربيت كننده .