تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
14 - آيا ندانسته است كه خدا مىبيند . 15 - نه ، اگر بس نكند حتما از پيشانى او مىگيريم . 16 - پيشانيى كه دروغگو و خطا كار است . 17 - پس ( به يارى ) بخواند اهل مجلس خود را 18 - مىخوانيم مأموران آتش را 19 - نه ، از او اطاعت نكن . سجده كن و به خدا نزديك باش

كلمه‌ها

علق : ( بر وزن فرس ) جمع علقه است به معنى خون منعقد كه حالت بعدى نطفه است و نيز به معنى زالو آيد ، در قاموس و اقرب گويد : « دويبة سوداء تكون في الماء تمص الدم » طبرسى فرموده : علق جمع علقه و آن خون منعقدى است كه در اثر رطوبت به هر چيز مىچسبد . رجعى : رجعى و رجوع مصدر هستند به معنى بازگشت . نسفعا : سفع : جذب شديد ( كشيدن ) « سفعت بالشىء : جذبته جذبا شديدا » نون تأكيد خفيفه بر آن داخل شده است . ناصية : موى جلو سر . مناصاة به معنى اتصال است ، علّت اين تسميه متصل شدن موى ، به سر است . ناديه : نادى : مجلس . گويند تا اهل مجلس در آن نباشد نادى نگويند گويى منظور از آن اهل مجلس و ياران است . زبانية : زبن : دفع كردن . زبانية جمع است به معنى دفع كنندگان به آتش ، مفرد آن ز ابن ، به قولى زبنى و به قولى زبينه است . يعنى ملائكه موكل به آتش .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 288 | على اكبر قرشى بنابى