14 - آيا ندانسته است كه خدا مىبيند .
15 - نه ، اگر بس نكند حتما از پيشانى او مىگيريم .
16 - پيشانيى كه دروغگو و خطا كار است .
17 - پس ( به يارى ) بخواند اهل مجلس خود را
18 - مىخوانيم مأموران آتش را
19 - نه ، از او اطاعت نكن . سجده كن و به خدا نزديك باش
كلمهها
علق : ( بر وزن فرس ) جمع علقه است به معنى خون منعقد كه حالت بعدى نطفه است و نيز به معنى زالو آيد ، در قاموس و اقرب گويد :
« دويبة سوداء تكون في الماء تمص الدم » طبرسى فرموده : علق جمع علقه و آن خون منعقدى است كه در اثر رطوبت به هر چيز مىچسبد .
رجعى : رجعى و رجوع مصدر هستند به معنى بازگشت .
نسفعا : سفع : جذب شديد ( كشيدن ) « سفعت بالشىء : جذبته جذبا شديدا » نون تأكيد خفيفه بر آن داخل شده است .
ناصية : موى جلو سر . مناصاة به معنى اتصال است ، علّت اين تسميه متصل شدن موى ، به سر است .
ناديه : نادى : مجلس . گويند تا اهل مجلس در آن نباشد نادى نگويند گويى منظور از آن اهل مجلس و ياران است .
زبانية : زبن : دفع كردن . زبانية جمع است به معنى دفع كنندگان به آتش ، مفرد آن ز ابن ، به قولى زبنى و به قولى زبينه است . يعنى ملائكه موكل به آتش .