آنست و اطلاق « ما » به اولى العقل نظير
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ
آل عمران / 36 است كه حاكى از عظمت مريم مىباشد ، اينكه گفته شد مورد قبول الميزان است « 1 » به نظر بعضى مراد ابراهيم و همه فرزندان او است و به قولى منظور آدم و فرزندان او مىباشد .
ناگفته نماند : تربيت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مشكلاتى كه در رسالت خويش با آنها مواجه شد از آن طرف اسكان هاجر و اسماعيل در مكه توسط حضرت ابراهيم كه گفت :
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ
ابراهيم / 37 ، از نمونههاى بارز مشقات زندگى است ، بدين وسيله رابطه قسم و مقسم به در آيات كاملا روشن مىشود .
على هذا اين سوگندها در آيات ، سوگند به دليل مطلب است گويى نويسندهاى مىگويد : قسم به اين نوشته كه نويسندهام يعنى قسم به اين سختيها و گرفتاريها كه انسان در مشقت آفريده شده است .
5 - 7 -
أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ
.
آيهء اول نتيجه مطلب سابق است يعنى انسان در مشقت آفريده شده اگر اختيار در دست خودش بود ، در مشقت نبود ، پس انسان مقهور قدرت و ارادهء خداست ، نمىتواند بگويد : كسى بر من قدرت و برترى ندارد و آن وقت تكبر و طغيان بكند .
از آيهء دوم فهميده مىشود كه بعضى از مردم ايمان آورده و مقدارى در راه خدا انفاق كرده و در مقام منت گفته است : مالى زيادى تلف كردم . ولى آيا
هامش
( 1 ) جمع آمدن موازين دلالت دارد كه هر يك از اعمال از لحاظ حق بودن ميزان بخصوصى دارد مگر آنكه بگوئيم : موازين جمع موزون است .