تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
اختيار نمىكند تا به سعادت برسد ، او كه بناست پيوسته در مشقت باشد ، لا اقل راه خوب را اختيار كند تا آخرتش مثل دنيا نباشد . در اين آيات ، آزاد كردن برده ، اطعام يتيم و مسكين ، داخل شدن به عقبه و تحمل مشكل خوانده شده است . در كافى كتاب الزكاة باب « فضل اطعام الطعام » از معمر بن خلاد نقل كرده : حضرت رضا صلوات اللَّه عليه وقت غذا خوردن كاسه‌اى در نزد خويش مىگذاشت ، طعامى كه محضر آن حضرت مىآوردند از هر يك مقدارى در آن كاسه مىگذاشت ، بعد مىفرمود آن را به مساكين بدهند ، سپس آيه
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
را تلاوت مىكرد و مىفرمود خداى عز و جل دانسته است كه همه قدرت آزاد كردن بنده ندارند ، طعام دادن را راه براى بهشت گردانيده است . 17 - و 18 -
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ
به نظر الميزان « ثم كان » عطف است بر « اقتحم » يعنى : « فلا اقتحم العقبة و لا كان من الذين آمنوا » قول الميزان از همهء آنچه گفته‌اند ، قوى به نظر مىرسد « تواصوا » سفارش كردن به همديگر است ، آمدن توصيه راجع به صبر و رحمت در زمينه
خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ
است يعنى به اين دو مشقت در راه خدا ، يكديگر را سفارش مىكنند يكى خويشتن دارى به كف نفس از گناهان و فرمانبرى از خدا ، ديگرى رحمت و عاطفه نسبت به فقراء و يتيمان . « اولئك » اشاره است به آنچه از فحواى آيات گذشته معلوم مىشود يعنى آنان كه وارد عقبه شده و ايمان آورده و سفارش به صبر و رحمت كرده‌اند اهل بركت مىباشند و مبارك مىباشند ، منظور از « ميمنة » به قرينه « مشئمة » به يمن و مباركى است نه اصحاب يمين ، آرى آنها مفيد و پرفائده هستند هم به خودشان و هم به ديگران .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 236 | على اكبر قرشى بنابى