13 - آزاد كردن برده است .
14 - يا طعام دادن در روز گرسنگى
15 - يتيمى را كه خويشاوند است
16 - يا مسكين خاك افتادهاى را
17 - سپس ( نشد ) از آنان كه ايمان آورده و سفارش به صبر كردند و سفارش به رحمت .
18 - آنها اهل بركت هستند كسانى كه آيات ما را انكار كردند آنها
19 - اهل شومى و شقاوتند
20 - بر آنهاست آتشى پيوسته
كلمهها
بلد : سرزمين . در قاموس گويد : « البلد و البلدة . . . كل قطعة من الارض مستحيزة عامرة او غامرة » على هذا بلد به معنى شهر نيست بلكه به معنى سرزمين و ديار است ، استعمال قرآن نيز چنين است .
حل : مصدر است به معنى نازل شدن . گويند : « حل به حلا و حلولا :
نزل » آن در آيه به معنى فاعل « نازل - مقيم » است . در مجمع فرموده « الحل : الحال و هو الساكن » .
كبد : ( بر وزن شرف ) سختى و رنج . « الكبد : شدة الامر » و بر وزن كتف به معنى جگر است . راغب گويد : بر وزن فرس ، به معنى درد جگر و بر وزن كتف به معنى جگر است .
لبدا : ( بضم اول و فتح دوم ) به معنى كثير و بسيار است ، طبرسى فرموده :
لبد به معنى كثير و مأخوذ است از « تلبد الشيء » يعنى شىء رويهم انباشته شد .
نجدين : نجد : محل مرتفع . سرزمين نجد را در عربستان از آن نجد گفتهاند