مشئمة : شومى و نامباركى . همچنين است « شؤم » .
مؤصدة : وصد : بافتن . ثبوت . « وصد الثوب : نسجه » و گويند : « و صد الشيء » يعنى ثابت شد « و صد بالمكان » يعنى ملازم و مقيم شد ، ايصاد را بستن و در تنگنا قرار دادن گفتهاند ، ظاهرا مراد از « مؤصده » پيوسته ، ثابت و ملازم است .
شرحها
خلاصه مطالب اين سوره همان است كه در بند 6 از الميزان نقل گرديد ، اينك مىرسيم به تفسير آيات شريفه .
1 - 4 -
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ
در اين آيات ، خداوند سوگند ياد مىكند كه انسان را در سختى و رنج آفريده است ، نظير :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
انشقاق / 6 ، ابتدا مفردات آيات سپس تناسب قسم با مقسم به را مطرح مىكنيم .
دربارهء « لا اقسم » در سورهء تكوير / 15 توضيح دادهايم كه به احتمال قوى « لا » براى نفى كلام مفروض خصم است يا براى تأكيد قسم ، آيه
وَ أَنْتَ حِلٌّ
موقعيت بلد را مستحكم مىكند يعنى : سزاوار است كه به بلد سوگند ياد شود كه تو در آن ساكن هستى ، تو كه حامل وحى خدايى ، سبب عظمت اين سرزمين مىباشى .
در ميان احتمالاتى كه دربارهء
والِدٍ وَ ما وَلَدَ
گفتهاند ، مناسبتر از همه آنست كه مراد از « والد » ابراهيم و از « ما ولد » پسرش اسماعيل عليهما السّلام باشد كه بانى كعبه و سبب به وجود آمدن مكه بودهاند ، نكره آمدن « والد » حاكى از عظمت -