گفته است ، به هر حال ، آن ، مقابل
عامِلَةٌ ناصِبَةٌ
است .
10 و 11 -
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً
يعنى : آنها در بهشتى عالى هستند كه در آن كلام بيهوده و باطل از همديگر نمىشنوند
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً
واقعه / 26 عالى بودن جنت در اثر نعمتها و پيوسته بودن و خالى از نقض بودن آنست
وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ
توبه / 21 .
در مجمع فرموده : گويند عالى بودن بهشت هم از جهت شرافت و هم از جهت علو مكان است كه بر جاهاى ديگر اشراف دارد .
12 - 16 -
فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ . فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ
هر يك از عين ، سرر ، اكواب ، نمارق و زرابى نكردهاند يعنى يك نوع چشمه و يك نوع تختها ، كه از جهت اسم ، با آنچه در دنيا مىشناسيم شريكند ، امّا از لحاظ واقع چيز ديگر هستند گويى مراد از « عين » جنس آنست و گرنه در آيات ديگر
فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ
آمده است ، « مصفوفه » : صف شده است و « مبثوثة » به معنى گسترده مىباشد .
ناگفته نماند : غرائزى كه در وجود انسان هست ، خداوند آنها را در قيامت به حد اعلا ارتقاء مىدهد و در همان حد آنها را از نعمتهاى بهشتى اشباع و ارضاء خواهد فرمود ، بهشت مادى است و جاى لذائذ مادى و معنوى است
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ
اللهم ارزقنا به حق محمّد و آله الطاهرين صلواتك عليهم .
17 - 20 -
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
به نظر مىآيد : اين آيات يك استدلال لطيفى است بر معاد كه از اول سوره تا اينجا ذكر شده است ، يعنى شما اگر مىخواهيد معاد را بفهميد در خلقت اين