26 - سپس حسابشان بر عهدهء ماست .
كلمهها
غاشية : غشى : پوشاندن و فراگرفتن « غشيه الامر : غطاه » غاشيه : فراگيرنده و پوشاننده ، آخرت را غاشيه گفته است كه عموم را فرا مىگيرد واحدى از آن مستثنى نيست
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
خاشعة : ذليل و متواضع « خشع خشوعا : ذل و تطامن » .
ناصبة : نصب ( بر وزن عقل ) : رنج دادن ، رنج ديدن و بر پا داشتن مراد از آن در آيه « رنج ديده و زحمت كشيده » است .
حامية : حمى : حرارت شديد « حمى النهار و حمى التنور : اشتد حرهما » « حاميه » : شديد الحرارة .
آنية : انى ( بر وزن عقل و جسر ) : نزديك شدن و رسيدن
عَيْنٍ آنِيَةٍ
چشمهاى كه آبش به شدت حرارت رسيده است .
ضريع : طعام اهل آتش است . در نهايه گويد : علفى است در حجاز كه خارهاى بزرگ دارد . در مجمع فرموده : علفى است كه شتر آن را مىخورد ، نفع و ضررى ندارد .
لا يسمن : سمن ( بر وزن عقل ) : چاقى . اسمان : چاق كردن « لا يسمن » :
فربه نمىكند .
ناعمة : ناعم : صاحب نعمت . كسى كه در نعمت است مؤنث آن ناعمه است .
لاغية : لغو : كلام بى فائده « لاغية » كلام قبيح و بى فائده .
اكواب : كاسهها ، جامها ، مفرد آن كوب است ( طبرسى و راغب ) .
نمارق : نمرق و نمرقه : پشتى « النمرق : الوسادة » جمع آن نمارق است