به تنزيه ذات بر مىگردد ، در آيات ديگر آمده است : وقتى كه خدا را به يكتايى ياد كنى مشركان ناراحت مىشوند :
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
زمر / 45 يعنى : خوش دارند كه خدايان آنها نيز با خدا ياد شوند ، پيداست كه در اين صورت تسبيح اسم نخواهد بود ، ايضا آيهء :
وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً
اسراء / 46 . بقيهء مطلب در
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ
واقعه / 74 گذشت .
رَبِّكَ الْأَعْلَى
مىتواند تعليل تسبيح باشد ، ربوبيت و برتر و غالب بودن خدا مقتضى آنست كه او را پاك و منزه بدانيم از شرك و نقائص . او كه پرورش دهنده است ، او كه از هر و الا والاتر است ، پس نمىشود كسى يا چيزى را با او قرين كرد .
در مجمع البيان از تفسير عياشى از عامر جهنى نقل كرده :
« قال لما نزلت فسبّح باسم ربّك العظيم قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اجعلوها فى ركوعكم و لمّا نزلت سبح اسم ربك الاعلى قال اجعلوها فى سجودكم » .
2 - 5 -
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى
اين چهار آيه برهان ربوبيت است كه در « ربك » گذشت . يك مسأله خلقت و آفرينش است ، مسأله دوم تسويه و تركيب موجودات و گذاشتن هر عضوى در جاى خودش است ، مثلا هر عضو اعضاء بدن در محل خودش باشد ، مسألهء سوم متناسب و متعادل بودن اعضاء و اجزاء است مثلا اگر سر انسان به قدر گنبدى بود با بدن تناسب نداشت چنان كه خوانديم :
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ
انفطار / 7 در آيهء
خَلَقَ فَسَوَّى
به مسأله اول و دوم اشاره شده كه از دلائل ربوبيت و نفوذ مشيت خدا در جهان است .