صدع : شكافتن . « صدعه صدعا : شقه » .
فصل : فصل در اصل به معنى بريدن و جدا كردن است « فصل الشيء فصلا :
قطعه و ابانه » ، آن در آيه به معنى مفعول ( جدا شده ) است « قول فصل » يعنى سخنى كه از شوخى بودن و باطل بودن قطع شده است حق و جدى است .
هزل : در اصل به معنى لاغر شدن است . كلام بى فائده را هزل گويند .
كه تشبيه شده به لاغرى . منظور از آن شوخى و غير جدى است .
مهل : مهل : آرامى و عجله نكردن . تمهيل و امهال به معنى مهلت دادن است « مهل - امهل » هر دو فعل امر هستند .
رويدا : رويد به معنى كم و قليل است ، صاحب قاموس آن را مصغر « رود » گويد يعنى : بسيار كم .
شرحها
اين آيات تأكيد مطلب آيات سابق و تهديد مشركان و منكران معاد است .
قسم مىخورد به آسمان كه ستارگان در آن طلوع و غروب مىكنند و به زمين كه روئيدنيها را مىروياند كه قيامت حق است .
آن گاه مىگويد : كمى صبر كن و بنگر به سر مشركان چه بلائى خواهد آمد در عين حال روشن مىشود كه آسمان و زمين نيز در كار خود مانند انسان از مشيت خدا اطاعت مىكند .
11 - 14 -
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
منظور از ذات الرجع شايد آن باشد كه آسمان صاحب برگشتن است و ما در آن . اجرام را ملاحظه مىكنيم كه پيوسته طلوع و غروب مىكنند ، مىروند