به جان خودم قسم : استدلال اين آيات چنان قوى و محكم است كه براى مجسم كردن آن كلمهاى را پيدا نمىكنم اگر در نظر آوريم كه اين سخنان در آن محيط پر از جهل از حلقوم يك انسان درس ناخوانده خارج شده است شكى نخواهيم داشت در اينكه : اين سخنان ، سخن آفرينندهء جهان است .
1 و 2 و 3 -
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ
منظور از سماء مطلق آسمان و منظور از طارق ستارهاى است كه در شب مىدرخشد و نور آن فضا را شكافته و به زمين مىرسد ،
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ
براى تفخيم مطلب است ، مراد از « النجم » ظاهرا مطلق نجوم است « النجم » بيان « الطارق » مىباشد .
در هر حال اين آيات ، آسمان و ستارهء آن را مطرح مىكند كه با زمين ارتباط دارد ، نورش به زمين مىرسد ، آرى آن مقام بالا و فضاى پهناور ارتباط با زمين دارد آيا مىخواهد بفهماند كه قرآن نيز چنين است و از مقام بالا و صقع ربوبيت درخشيده و به زمين آمده است ، مانند آيات
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
واقعه / 75 - 80 و يا مىخواهد بفهماند كه آسمان و ستاره نيز مانند زمين مسلوب الاختيار هستند .
4 -
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
:
اين آيه جواب قسم است « لما » به معنى « الا » مىباشد ، مراد از نفس ظاهرا شخص و انسان است نه فقط روح او . ارتباط قسم با مقسم به براى من روشن نشد العلم عند اللَّه . يعنى : نيست هيچ انسانى مگر آنكه براى او حافظى است كه خود او و اعمال او را حفظ و نگهدارى مىكند ، نظير :
وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ
انفطار / 10 كه ملائكه هم حافظ انسانند و هم كاتب اعمال او ، چنان كه در
وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً
انعام / 61 و
. . . يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
رعد / 11 گذشت