تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
پشت و مجارى نطفه است كه به علت محكم بودن صلب گفته شده است . ترائب : استخوانهاى نرم . طبرسى آن را استخوانهاى سينه زن گفته و گويد علت اين تسميه آنست كه استخوانهاى سينه مانند خاك به آسانى حركت مىكنند كه ترائب از « تراب » به معنى خاك است رجوع شود به ( شرحها ) . تبلى : بلى ( بر وزن علم ) : كهنه شدن . گويند : « بلى الثوب بلى و بلاء » يعنى لباس كهنه شد . امتحان را از آن ابتلاء گويند كه گويى امتحان كننده امتحان شده را از كثرت سؤال كهنه مىكند ، منظور از
تُبْلَى السَّرائِرُ
امتحان شدن و آشكار شدن آنهاست لذا بعضى « تبلى » را آشكار شدن گفته است . سرائر : سر : نهان . امر پوشيده . در صحاح گويد : « السر : الذى يكتم » سريره مانند سرّ . به معنى امر پوشيده است ، جمع آن سرائر مىباشد منظور از آن ، افكار و اعمال انسان است كه روز قيامت آشكار خواهند شد .

شرحها

در اين آيات بعد از دو قسم مهم ، فرموده : انسان را نگهدارنده‌اى هست اگر باور نمىكند در خلقتش بيانديشد كه چطور از آب جهنده و با چه وضع شگفت آورى آفريده شد ، همان نگهدارنده و آفريننده ، به خلقت مجدد او تواناست ، هم چنان كه در خلقت و مردن و آفريده شدن مجدد ، اختيارى از خود ندارد ، روزى كه اسرارش برملا گردد نه قدرت پنهان كردن دارد و نه ياورى خواهد يافت .