3 - آن ستارهء درخشنده است
4 - نيست هيچ نفسى مگر آنكه او را حافظى است .
5 - بنگرد انسان از چه چيز خلق شده ؟
6 - آفريده شده از آبى جهنده
7 - كه از ميان استخوانهاى سخت و نرم خارج مىشود
8 - خدا به برگرداندن او قادر است
9 - روزى كه سريرهها آشكار شود
10 - او را نه قدرتى هست و نه يارى
كلمهها
طارق : طرق در لغت به معنى كوبيدن است مانند كوبيدن آهن و در زدن « طرقه طرقا : ضربه بالمطرقه - طرق الباب : قرعه » و نيز به معنى آمدن در شب باشد گويند : « طرق القوم طرقا : اتاهم ليلا » اين شايد بدان علت است كه چنين شخصى درها را مىزند ، و به راه طريق گويند كه راه رو آن را با قدم مىزند مراد از طارق ، ستاره است به علت ظاهر شدن در شب .
نجم : ستاره . اين كلمه در اصل به معنى آشكار شدن است گويند : « نجم القرن و النبات » يعنى : شاخ و علف روئيد و ظاهر شد ، ستاره را از آن نجم گويند كه طلوع مىكند و ظاهر مىشود .
ثاقب : ثقب : نفوذ ، پاره كردن . ثاقب : نافذ ، نجم ثاقب : ستارهء نافذ و نورانى كه ظلمت را مىشكافد و در آن نفوذ مىكند .
دافق : دفق : جهيدن . دافق : جهنده .
صلب : ( بر وزن قفل ) سخت و محكم . در نهج البلاغه خطبه 45 فرموده :
« الاوان الشجرة البريه اصلب عودا » منظور از آن در آيه مهرههاى