فرمودهاند : لفظ « لا » در « فلا اقسم » براى تأكيد قسم است و معناى آن « سوگند مىخورم » است .
طبرسى در جوامع فرموده : دخول « لاء » نافيه بر فعل قسم . مستفيض است . . .
و فائدهء آن تأكيد قسم است ، قول ديگر آنست كه اين « لا » نفى سخن خصم است مثلا در آيهء
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ
منظور آنست كه : نه ، اى منكر قيامت حرف تو صحيح نيست ، سوگند مىخورم به قيامت كه قيامت حق است ، به نظر نگارنده اين قول صحيحتر است .
دوم : منظور از « خنس - كنس » ظاهرا همه ستارگان است كه در شب آشكار و در روز پنهان مىشوند و همه در حركت هستند و آن گاه همه مانند پنهان شدن آهو در لانهاش ، تاريك خواهند شد و منكدر خواهند گشت ، على هذا منظور از خانس بودن استتار آنها در روز و از « جوار » در حركت بودن آنها و غرض از كانس بودن ، سير نهايى است كه در اول سوره خوانديم :
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
و اينكه سخن از پنهان شدن و تاريك شدن و جريان است ، در رابطه با قيامت است كه بسوى زوال مىروند ، رفتن شب و گسترش روز كه در آيات بعدى عنوان شده ادامهء همين مسير است .
الميزان اول ترجيح مىدهد كه مراد همهء ستارگان يا بعضى آنها باشد آن گاه فرموده : صفات خنوس ، حركت و كنوس بيشتر با « خمسه متحيره » : زحل ، مشترى ، مريخ ، زهره و عطارد تطبيق مىشود .
نگارنده گويد : بسيار بعيد است كه مراد ستارگان پنجگانه باشد ، بلكه آيات از كلّيت و مشمول و عموم حكايت دارند .
در تفسير صافى فرموده : از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده : آنها ستارگان پنجگانه هستند : زحل ، مشترى ، مريخ ، زهره و عطارد . روايت به لفظ « عن