كنس : كنس ( بر وزن عقل ) : نهان شدن « كنس الظبى كنوسا : تغيب ، و استتر في كناسه » يعنى آهو در نهانگاه خود نهان شد ، اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
عسعس : راغب گويد : « عسعسه » رقيق شدن تاريكى است و آن در اول و آخر شب است از اين رو « عسعس الليل » به رفتن و آمدن شب معنى شده كه در هر دو ، تاريكى رقيق مىشود . ولى به تناسب
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
معناى رفتن بهتر است . اين كلمه فقط يك بار در كلام اللَّه آمده است .
تنفس : نفس ( بر وزن فرس ) و تنفس : گسترش و وسعت يافتن دم زدن به علّت گسترش يافتن و بزرگ شدن « ريه » نفس ناميده شده است .
مكين : داراى مكانت و منزلت .
ثم : اشاره است به مكان بعيد يعنى « آنجا » و آن فقط چهار بار در قرآن مجيد آمده است .
افق : در كلام عرب به معنى ناحيه و طرف است ، جمع آن آفاق مىباشد به معنى اطراف و نواحى .
ضنين : « ضنين » به معنى بخيل و « ضنه » بخل ورزيدن به چيز نفيس است .
يستقيم : استقامت : استوارى و پايدارى ،
شرحها
اين آيات در رابطه با نزول قرآن و آمدن آن به وسيله فرشته وحى است