ميان بندهء مؤمن و خدايش ظهور مىكند .
پنج - نظام حاكم بر آفرينش آن قدر درهم رفته نيست كه هيچ ارادهاى در آن نفوذ نكند ، بلكه علىرغم دقّت ساخت آن همچنان منفذهاى بزرگى در آن يافت مىشود و به همين سبب برخى توفيق آن را مىيابند كه در عملكردهاى خويش به موفقيّت رسند در حالى كه گروه ديگرى از رسيدن بدان باز مىمانند . چه كسى توفيق را موجب مىشود ؟
خداوند سبحان ، و به همين سبب است كه ناگزير بايد بر او توكّل كنيم ، و توفيق را از او بخواهيم . خداوند مىفرمايد :
قَالَ يَاقَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَمَا أُرِيدُ أَنْأُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْأُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَااسْتَطَعْتُ وَمَاتَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِعَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ « 1 » .
« گفت : اى قوم ! به من بگوييد ، هرگاه من دليل آشكارى از پروردگارم داشته باشم ، و رزق ( موهبت ) خوبى به من داده باشد ( آيا مىتوانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم ؟ ) من هرگز نمىخواهم چيزى كه شما را از آن باز مىدارم ، خودم مرتكب شوم . من جز اصلاح - تا آنجا كه توانايى دارم - نمىخواهم و توفيق من ، جز به خدا نيست . بر او توكّل كردم و به سوى او باز مىگردم . »
پس شعيب عليه السلام نيز بر خدا توكّل كرد ، زيرا آثار رحمت خداوندى را مىديد ؛ رحمتى كه در دو امر ، تجلّى مىيافت :
1 - در اينكه او دليل آشكارى از پروردگار خود داشت و به بيانى ديگر او اطمينان كامل به دين خود داشت .
2 - در رحمت الهى كه شامل او شده بود : وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً .
شش - از آنجا كه خداوند به جاى همه چيز كفايت مىكند و هيچ چيز به جاى او كفايت نمىكند ، پس آدمى بايد بر او توكّل كند تا هنگام رويارويى با دشواريها ، خداوند او را بسنده باشد .
الف - خداوند متعال در توصيف رويارويى پيامبر با مردم خود ، پس از تكذيب آنها مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء هود ، آيهء 88 .