فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ « 1 » .
« اگر باز گردند بگو : خدا براى من كافى است خدايى جز او نيست بر او توكّل كردم و اوست پروردگار عرش بزرگ . »
ب - هنگام رويارويى با وسوسههاى شيطانى و فريبندگيهاى اوبراى آن كه مؤمن از حدود الهى تجاوز نكند ، در آن هنگام بر خدا توكّل مىكند و در آنجا مىداند كه اگر تقوا پيشه كند ، خداوند از نزد خود روزى به او مىدهد . خداوند مىفرمايد :
. . . وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدْراً « 2 » .
« . . . و هركه از خدا بترسيد براى او راهى براى بيرون شدن قرار خواهد داد و از جايى كه گمانش را ندارد روزىاش مىدهد . و هركه بر خدا توكّل كند خدا او را كافى است . خدا كار خود را به اجرا مىرساند و هر چيز را اندازهاى قرار داده است . »
پ - هنگام رساندن كلمهء حق و شهادت بر آن بىهيچ ترسى از كافران ، مؤمن بر خدا توكّل مىكند و به اين ترتيب به جنگ مشركانى مىرود كه او را تهديد مىكنند . خداوند مىفرمايد :
. . . قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ « 3 »
« . . . بگو : پس اينهايى را كه سواى او مىپرستيد چگونه مىبينيد ؟ اگر خداى يكتا بخواهد به من رنجى برساند آيا اينان مىتوانند آن رنج را دفع كنند ؟ يا اگر بخواهد به من رحمتى ارزانى دارد مىتوانند آن رحمت را از من بازدارند ؟ بگو : خدا براى من بس است . توكّل كنندگان به او توكّل مىكنند . »
هفت - از آنجا كه خداوند بر هر موجود زندهاى تسلّط كامل دارد ، ( زيرا هيچ جنبندهاى در زمين نمىجنبد كه بدون اذن او توان انجام كارى را داشته باشد ) ،
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ، آيهء 129 .
( 2 ) - سورهء طلاق ، آيات 2 - 3 .
( 3 ) - سورهء زمر ، آيهء 38 .