توكّل ما بايد تنها بر خدا باشد .
از سوى ديگر ، او بر راه مستقيم قرار دارد كه بدان دستور داده و بدان انسان را هدايت مىكند . خداوند مىفرمايد :
الف - قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَميعاً ثُمَّ لَا تُنْظِرُونِ * إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ « 1 » .
« گفت : خدا را گواه مىگيرم و شما نيز گواه باشيد كه من از آنچه جز خداى يكتا به شرك مىپرستيد بيزارم * همگى به حيلهگرى بر ضد من برخيزيد و مرا مهلت ندهيد * من بر خداى يكتا كه پررودگار من و پروردگار شماست توكّل كردم . هيچ جنبندهاى نيست ، مگر آن كه زمان اختيارش را او گرفته است . هر آينه پروردگار من بر صراط مستقيم است . »
در اينجا مىبينيم كه هود پيامبر عليه السلام اين چنين با اين مردم به مقابله برمىخيزد :
اوّل - با بيزارى جستن از ايشان و اعلان توحيد خداوند .
دوم - او با آنها به ستيز برمىخيزد و به ايشان مىگويد كه منتظر نمانند ، بلكه يكباره با او روبرو گردند . آنجا كه مىگويد : ثُمَّ لَاتُنْظِرُونِ وعلّت آن را چنين بيان مىكند كه او به خداوند روى مىآورد : إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم و روشن مىكند كه دليل توكّل او به خدا آن است كه ربوبيّت او تمامى اين مردم را در برمىگيرد و اوست چيره بر هر چيزى و لذا مىفرمايد : مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذُ بِنَاصِيَتِهَا و روشن مىكند كه اوبر راه راست قرار داد ، زيرا با اطمينان كامل دريافته است كه دينش همان دين سالم و راست و هماهنگ با فطرت است و اين چنان است كه مىفرمايد : إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ . پس خداوند امور او را تدبير مىكند و راه او مستقيم است .
ب - در پايان سورهء هود اين آيه را مىخوانيم :
وَللَّهِ غَيْبُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء هود ، آيات 54 - 56 .
( 2 ) - سورهء هود ، آيهء 123 .