« كسانى كه پرهيزكارىمى كنند چون از شيطان ، وسوسهاى به آنان برسد خدا را ياد مىكنند ، و ناگهان با بصيرت مىشوند . »
در روايات اهلبيت عليهم السلام ذكر به دو گونه تقسيم شده است ؛ ذكر خدا هنگام مصيبت و ذكر خدا هنگام رويارويى با محرّمات الهى . از اصبغ بن نباته روايت شده است كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود :
« ذكر دو گونه است ؛ ذكر خدا به هنگام مصيبت و برتراز آن ، ذكر خداوند در آن امورى كه خداوند بر مسلمانان ، حرام كرده كه بايد ذكر خداوند مانع از گناه گردد . « 1 » »
از امام محمّدباقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود :
« سه چيز از سختترين امورى است كه بندگان بدان مىپردازند : انصاف شخص نسبت به خودش ، همدردى شخص با برادرش و ذكر خدا در هر حال ، به اين معنى كه شخص ، خداوند عزّ وجلّ را به هنگام مبادرت به انجام معصيت يادآورد كه اين ياد خدا مانعى مىشود ميان او و ارتكاب آن گناه و اين همان سخن پروردگار است كه مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ . « 2 » »
پس هنگامى كه بشر ، هر چند لحظاتى از دژ ولايت الهى بيرون رود و ياد خدا را به فراموشى سپرد ، شيطان او را مىربايد ، به گونهاى كه اگر دوباره به آن دژ بازنگردد ، در شمار نابود شوندگان خواهد بود . به همين سبب شيطان پيوسته براى قطع ذكر خدا از مؤمنان ، مىكوشد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« هرگز قومى ننشستند در ذكر الهى ، مگر آنكه ابليس ، شيطانى را براى آنها برانگيخت تا سخن آنها را قطع كند . « 3 » »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 90 ، ص 164 ، روايت 43 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 90 ، ص 151 ، روايت 6 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 90 ، ص 160 ، روايت 40 .