تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايمان زيربناى شريعت (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
حِينٍ * فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ « 1 » . « اوست كه همهء چيزهايى را كه در روى زمين است برايتان بيافريد ، آنگاه آسمان را پرداخت و هر هفت آسمان را برافراشت و خود از هر چيزى آگاه است * و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين خليفه‌اى مىآفرينم ، گفتند : آيا كسى را مىآفرينى كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد و حال آنكه ما به ستايش تو تسبيح مىگوييم و تو را تقديس مىكنيم ؟ گفت : من آن دانم كه شما نمىدانيد * و نامها را به تمامى به آدم بياموخت . سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد و گفت : اگر راست مىگوييد مرا به نامهاى اينها خبر دهيد * گفتند : منزّهى تو . ما را جز آنچه خود به ما آموخته‌اى دانشى نيست تويى داناى حكيم * گفت : اى آدم ، آنها را از نامهايشان آگاه كن . چون از آن نامها آگاهشان كرد ، خدا گفت : آيا به شما نگفتم كه من نهان آسمانها و زمين را مىدانم و بر آنچه آشكار مىكنيد و پنهان مىداشتيد آگاهم ؟ * و به فرشتگان گفتيم : آدم را سجده كنيد . همه سجده كردند جز ابليس ، كه سرباز زد و برترى جست و او از كافران بود * و گفتيم : اى آدم ! خود و همسرت در بهشت جاى گيريد و هرچه خواهيد و هرجا كه خواهيد از ثمرات آن به خوشى بخوريد و به اين درخت نزديك نشويد كه به زمرهء ستمكاران درآييد * پس شيطان آن دو را به خطا واداشت و از بهشتى كه در آن بودند بيرون راند . گفتيم : پايين رويد برخى دشمن برخى ديگر ، قرارگاه و جاى برخوردارى شما تا روز قيامت در زمين باشد * آدم از پروردگارش كلمه‌اى چند فرا گرفت . پس خدا توبهء او را بپذيرفت ، زيرا او توبه‌پذير و مهربان است . » دربارهء داستان فرشتگان در حديثى از امام باقر عليه السلام آمده است كه فرمود : « اين كار از سر تعصّب ايشان بود و لذا خدا نور خود را به مدّت هفت سال از ايشان دريغ كرد تا آنكه آنها به عرش پناه آوردند و گفتند : لبّيك اى صاحب معارج ، لبّيك ، تا آنكه خدا توبهء آنها را پذيرفت و چون آدم مرتكب گناه شد آن قدر كعبه را طواف كرد كه خدا توبهء او را قبول كرد . « 2 » » 3 - بنىاسرائيل در برابر حق ، تسليم نشدند و طوفان ، فتنهء آنها را ريشه كن كرد تا آنكه پيامبر و رهبر آنها موسى بن عمران چهل روز از جمع آنها فاصله گرفت ، ولى آنها
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيات 29 - 37 . ( 2 ) - تفسير صافى ، ج 1 ، ص 110 .